چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٤٩ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
مىدانست، پيش از تركيب از راه تفصيل[١] نيز بداند، و مقصود آنكه تركيب را چون به اسباب مىخواست كه كمال پذيرد، يعنى آن حوض تمام ساخته چنانچه آن آب چشمه را تواند نگاه داشت و به تدريج از راه آن پنج جوى بيرون برد و بر عالم شهادت قسمت كرد و آبا و امهات را بر مثال كاركنان و بنايان در كار كرد و به عمارت و مشتهيّات عالم شهادت را چون گل و خشت به دست بنايان داد، و قوت و طبيعتى آلات و دستافزار ايشان گردانيد، پس چون به عمارت حوض مشغول شدند، يعنى به پروردن طفل، و ساكنساكن چون عمارت مىكردند خاك و سنگ و خشت شهوات و لقمات درين چشمه مىافتاد و آب اين را بر و انباشته مىشد، اين چشمه انباشته شده بود. چون حوض تمام گشت و بنايان هر يك به كار خود رفتند، صاحب اين حوض كه حقيقت انسان است دانست كه اين حوض را از براى آب ساختهاند و در پى آن افتاد كه آب اين حوض را كجا پيدا كند، اينجا شيطان همچو دشمنى پنهانى پيدا شد و نفس به نادانى با او در رأى زدن آمد كه اين حوض را آب ازين جويها درمىبايد آورد كه ساختهاند و آبگيرها و غديرها، شهوات كه در عالم شهوات خود سر به اين جويها دردادند و آن را جذب منفعت نام كردند و حوض را پرآب ساختند و چندانكه آب بيشتر مىآمد حوض انباشتهتر مىشد تا چنان شد كه چشم صاحب حوض تمام بسته گشت و او را گمان افتاد كه اين آب بر دوام خواهد بود و اين حوض را جهت اين آب ساختهاند، و همه روز در آن مىكوشد كه اين آب را زيادتتر كند و اين جويها پرآبتر شود و هر كه را از آن چشمه اصلى كه آب زندگانى از آنجا توان خورد ياد نمىآيد و همچنين بدين عمارت واژگونه مشغول شده است، و چون اين آب سرچشمه ندارد و عارضى است
[١] - در نسخه: تفضل.