چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٢٣٥ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ)[١] و جاى ديگر در حرب تبوك منافقان را دستورى داده بود، اين آيت آمد: (عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ)[٢] مىگويند كه اگر نه آن بودى كه: (عَفَا اللَّهُ عَنْكَ شنيديم) اگر (لِمَ أَذِنْتَ) اول شنيدى[٣] چندان زنده نماندى از خوف كه (عَفَا اللَّهُ عَنْكَ) بشنيدى. و از اينجا معلوم مىشود اعتقاد آن قوم كه مىگويند اولياء به مقامى[٤] رسند كه خوف از ايشان برخيزد. بارى رسول ٧ با ابو بكر هر دو در گريستن ايستادند و ابو بكر گفت: گريستنى بود كه هرگز مثل آن از ايشان نديده بودم. چون عمر آواز گريه ايشان بشنيد درآمد، پرسيد كه: (ما يبكيك يا رسول اللّه) سبب گريه چيست؟ از غايت گريه جواب او نمىتوانست گفت. عمر گفت با من بگوئيد تا من نيز موافقت كنم. رسول عليه الصلوة و السلام گفت: چه گويم يا عمر كه امروز آتش عذاب از آسمان بيامدى جز تو هر كه ديگر كه هست بسوختى. و قصه بگفت و عمر را ثنا گفت و نه بدين سببها فرموده است كه «الحق ينطق على لسان عمر» و نه در حق او فرموده است كه:
(لو لم ابعث لبعث) پس به اينكه اگر او در اين مسأله خطا كند از درجه خود نيفتد و كمالات ايشان به نقصان بدل شده باشد (اذا احب اللّه عبد الم يضره ذنب) و بيگناه خود كه باشد.؟ آخر رسول صلى اللّه عليه و سلم[٥] در گورستان اين دعا گفتى: (اللهم اهل المغفره اغفر لى حيا فانى عبد لك دائما و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله اجمعين الطيبين الطاهرين.) تمت تم تم.
[١] - قرآن سوره ٨( الانفال) آيه ٦٧
[٢] - قرآن سوره ٩( التوبه) آيه ٤٣
[٣] - در نسخه شنيديانى.
[٤] - در نسخه( به مقام).
[٥] - در نسخه( اللم اهل تغفر فاعفر حيا و اى عبد لك لا انما) آمده است.