چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٢١ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
مىرفته به طلب مرشدى كه او را به خدا ره نمايد و به بيابانى رسيد كه آن را دشت ارزنه مىگويند ناگاه شيرى باهيبت به او دوچار شد و قصد او كرده، او خود را هيچ ملجائى ندانسته، و سلمان اميد دل از جان خود برداشته كه ناگاه سوارى پيدا شده و نيزهيى در دست و بر شير حمله برده و شير را از سلمان دفع كرده و سلمان اين حكايت با هيچكس نگفته بود، و جماعتى اين سخن را متمسك خود ساختهاند كه امير المؤمنين رضى اللّه عنه پيش از ولادت به دويست سال چگونه بوده، تا روح او در بدن ديگرى نبوده باشد؟! و نمىدانند كه حق تعالى كه ارواح به چندين هزار سال پيش از اشباح آفريده و به علم قديم خود دانسته كه هر روح به كدام بدن خواهد پيوست و آن كس را چه نام خواهد بود. پس[١] ارواح در عالم ارواح موجود باشد، همچنان ملايكه موجودند در آسمانها، و ملايكه را مىفرمايند كه تمثل مىكنند بصورت بشر و در آن صورت بر زمين مىآيند و از بندگان حق تعالى بلاها دفع مىكنند و ارواح بشرى را پيش از آنكه به بدن خاصه متعلق شود و آن بدن مستعد قبول فيض روح خود گردد، مىفرمايد كه تمثل مىكنند و به صورتها و بندگان حق مدد مىكنند، و باز به عالم ارواح مىروند، بىآنكه ايشان را بدنى حاصل شود، و بشر گردند چه تمثل ديگر است. بدن بشرى ديگر. نمىبينى كه جبرئيل ٧ به شكل مردى تمثل كرد و به نزديك مريم درآمد چنانچه نص قرآنست.
«فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا»[٢].
و گاه بصورت دحيه كلبى[٣] تمثل كردى و به نزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله[٤] و سلم آمدى. پس از اينجا لازم نيايد كه او بشر
[١] - در نسخه( و بس)
[٢] - قرآن سوره ١٩( مريم) آيه ١٧
[٣] - در نسخه( وحيه بكلبى)
[٤] -( آله) در بالاى سطر اضافه شده است.