چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٨٠ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
باشند كه اگر شبهه و جواب آن ندانند اعتقاد ايشان مزلزل نگردد، اگر چه حكما بعضى چيزها را نيك فهم كردهاند و من ايشان را در آن انصاف دادهام و تحسين كردهام. اما ايشان را در قيامت[١] هيچ سودى نمىدارد، چه آن بدين تعلقى زيادت ندارد، از آنچه بدين تعلق دارد و انبيا بعضى منور به نور اللّه دريافتهاند و تقرير كردهاند آن را رد مىكنند و به دوزخ مىافتند. اما آنكه بعضى سخن متكلمان مطابق واقع[٢] نه افتاد از آن بوده كه ايشان را مقصود رد قول بوده نه تحصيل و طيب حقيقت علم. چون هرچه حكما گفته همه را رد كردند و بر آن دليل و برهان گفتند و بعضى حكما را راست دريافته بودند، آن نيز رد كردند و از آن غلط افتاد. چه ايشان را مىبايستى كه اول حق را از باطل جدا كردندى، بعد از مشغول شدندى تا در سهو نيفتادندى و زبان تشنيع حكما ايشان را دراز نشدى. اما سهلست آنچه متكلمان غلط كردهاند، بدان مثابت نيست كه ايمان را ناقص كند، اما اين هست كه در دنيا در معرض تشنيع مىافتند و به جهلشان منسوب مىكنند. اما حكماء ضال در همه چيزها غلط كردهاند كه آن عين دين است و محض ايمان، لا جرم مستوجب عذاب ابد شدند. و من به همه اقوام[٣] رسيدم و حق تعالى ممالك[٤] اهل عالم را و اديان ايشان را به لطف بىنهايت خود بر من روشن گردانيد و هيچ قوم پاكدينتر، معتقدتر از اهل سنت و جماعت نيافتم و در آخرت ايشان[٥] از اعتقاد خود برخوردار خواهند شد و در قيامت شاطران اهل حكمت آرزو برند كه مرتبه پيرزنان كه بعضى مرتبه خاك را آرزو برند و هيچ قوم اين امت را دشمنتر از ايشان نباشد و از اينجا بود كه هيچ كس را رسول صلى اللّه
[١] - در نسخه( قيامات).
[٢] - در نسخه( درتع).
[٣] - در نسخه( اقدام).
[٤] - در نسخه( مالك).
[٥] - در نسخه( ايشان را).