چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٦٤ - شهادت شيخ خليفه مازندرانى
چنانكه شخصى خود را به ريسمان آويخته باشد)[١] و چنين نمودند كه شيخ خليفه خودكشى كرده است. (متأسفانه هميشه حكّام غالب در طول تاريخ اين صحنهها را براى روشنبينان اجتماع به مرحله عمل درآوردهاند)
بهرحال صبحگاهان كه شاگردان و مريدان شيخ خليفه به مسجد درآمدند مشاهده كردند كه استاد و رهبر فكرى ايشان را به يكى از ستونهاى مسجد حلقآويز كردهاند و بدين ترتيب رادمردى را كه سخنان دلنشين او مرهم زخم بيچارگان و رنجديدگان عصر ايلخانى بود شهيد كردند. ولى آواى ظلمتشكن وى تأثير خود را بخشيد و همين صداى رسائى كه در حلقوم صاحب اصليش خفه شد اندك زمانى بعد رعدآسا از حلقوم ياران و طرفداران غيرتمند او به رهبرى شاگردش شيخ حسن جورى به صورت جنبش و انقلاب سربداران بيرون جست و اندكى بعد منجر به بيرون راندن بيگانگان و تأسيس دولت مستقل ملى و شيعه مذهب سربداران در نواحى غربى خراسان (بيهق) و كومش و جوين و اسفراين و گرگان گرديد. كه شرح كامل آن در تاريخ جنبش سربداران و ديگر جنبشهاى ايرانيان در قرن هشتم هجرى تأليف نگارنده (رفيع) آمده و از روى اين تحقيق سريال تلويزيونى سربداران تهيه و پخش گرديده است.[٢]
[١] - روضة الصفا مير خواند جلد پنجم صفحه ٦٠٥.
[٢] - تاريخ جنبش سربداران و ديگر جنبشهاى ايرانيان در قرن هشتم هجرى تأليف عبد الرفيع حقيقت( رفيع) صفحه ٩٨- ١٢٩.