چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٢٤ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
كن مرتبه آدم ٧ كه او را بىواسطه پدر و مادر در وجود آوردند با مصطفى صلوات اللّه و سلامه[١] عليه به چندين واسطه در وجود آمد و كس نداند كه وسايط چه معتبرست در تكميل؟! و اگر در واسطه حكمت تمام نبودى عليم حكيم جل جلاله قادر بود كه اهل بهشت را در بهشت و اهل دوزخ را در دوزخ به يك اشارت «كن» موجود گردانيدى هم بدان صفت كه در قيامت خواهد بود. پس اين وسايط از اوليات و جوهريات و افلاك طبايع و فيوض كه واسطه گردانيد هر آينه عين حكمت باشد و واسطه را معتبر بايد داشتن.
و بعد از آن حكايت منصور حلاج درافتاد و اخى على مصرى سؤال كرد كه حال او را به مشايخ چه نسبت بوده؟-، شيخ قدّس سره فرمود كه در آن راه مقاماتست و احوال، هر كس به سرايى درآيد هر آينه صفّهها[٢] و صحن سراى او را مشاهده افتد و چون به باغى رود و درختان در نظر او آيند و در هر مقامى از آنچه بيند از آن گويد. اما سخنى كه برآن اعتماد باشد آنست كه در حالت استقامت گفته شود، هرچند كه من سخن هر يك را عذرى مىنهم، اما از براى مريدان سخن ايشان منع مىبايد كرد، تا دانند كه اصلى ندارد و در دل ايشان خوش آيد، آن مقام نقش نگردد و حق تعالى آن نوع سخنها از ايشان عفو فرمايد، تا ايشان را توفيق داده باشد كه از آن مقام گذشته باشند، و توبه كرده و عذر خواسته باشند، تا از ايشان به لطف و فضل آن جرأت را عفو كند و اين منصور حلاج عجب كسى بوده است. و او مريد شيخ عبد اللّه مغربى بود و در اول كه آن حال او را پيدا شد شيخ
[١] - در نسخه:( و سلام) قياسى نگاشته آمد
[٢] - در نسخه( صفها) آمده است.