چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٢٣٢ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
الظَّالِمِينَ[١] (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ.)[٢] نه خطاب با محمد است عليه الصلوة و السلام كه سيد و مفخر مخلصانست پس مردم مىبايد كه غلو نكنند در اعتقاد، كه غلو نيز نقصانست. همچنانكه تقصير نقصانست. ولى را اعتقاد به ولايت بايد كرد نه به نبوت[٣] و نبى را اعتقاد به نبوت كردن نه به الوهيت تا در هلاك نيفتند.
ديگر درويشى حكايت[٤] از ابن تميمى (؟) مىكرد كه او را در شام طعن مىكنند. بدانكه او معنى آيت طلاق را چنان مىگويد كه البته سه طلاق جمع نيايد تا سه نوبت جداجدا نبود واگرچه به يك نوبت صد طلاق بگويد. و ديگر آنكه در حق امير المؤمنين عمر رضى اللّه عنه گفته است كه او در اين چند مسئله خطا كرده است.
شيخ فرمود كه در معنى آيت طلاق گفته معنى قرآن چنانست كه گفته و مذهب امام جعفر صادق رضى اللّه عنه نيز اينست و روافض در اين مسئله به قول او عمل مىكنند. و آنكه اهل سنت و جماعت مىگويند سه طلاق به يك دفعه از براى تغليظ است. و تغليظ نيز در بعضى امور شرعيه پسنديده است كه ايشان گفتهاند. وگرنه سه بار بودى (الطلاق مرتان) نفرمودى، اثنتان فرمودى. و آنچه در حق امير المؤمنين عمر رضى اللّه عنه گفته فساد خلق همه آنست كه خلق را هرچه معلوم شد در اعتقاد ايشان نبشته است آن شق را بگرفتند و سخن بر آن بنا مىكنند و مىنويسند و از ديگر شق غافلند. اينچنين است كه حق تعالى بشر را چنان آفريده كه او هرگز از مرتبه بشرى قدم بالا ننهد و
[١] - قرآن سوره ٦( الانعام) آيه ٦٨
[٢] - قرآن سوره ٢٢( الحج) آيه ٥٢
[٣] - در نسخه( بنبوت).
[٤] - در نسخه( حكايت كرد از).