چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٢٤١ - سروده عبد الرفيع حقيقت(رفيع)
سروده عبد الرفيع حقيقت (رفيع)
تاج اقبال
|
با شگفتى از جهان وجد و حال |
در «چهل مجلس[١]» بخواندم اين مقال |
|
|
داشت دستارى گرانقيمت بسر |
شيخ علاء الدّوله[٢] از فيض نظر |
|
|
شد مريدى نزد او از راه دور |
ديد آن دستار و گفتا با غرور |
|
|
پيشواى عارفان در اين زمان |
كى پسندد برترى بر ديگران |
|
|
در خور شيخ اينچنين دستار نيست |
قيمت آن كم ز صد دينار نيست |
|
|
از بهايش جامهها بتوان خريد |
شاد كرد از آن دل صدها مريد |
|
|
شيخ گفتش اى مريد خوشنظر |
از رموز لطف جانان بىخبر |
|
|
من خود اين دستار را نابستهام |
بر سر و از قيد آن وارستهام |
|
|
بهر من آوردهاند اين ارمغان |
از جهان جان به صد شوق بيان |
|
|
اين عنايت آمد از جان جهان |
تا نمايد جلوههاى خود عيان |
|
|
حال مىخواهى بِبَر بفروش وزان |
جامهها برگير از بهر كسان |
|
|
آن مريد اين كار را آسان نمود |
برد آن دستار را بفروخت زود |
|
|
بهر ياران و كسان خانقاه |
جامه و دستار آورد او به گاه |
|
|
بعد چندى آن مريد خود فراز |
رفت سوى شهر خود با عزّ و ناز |
|
|
سال ديگر چونكه آمد بر نياز |
ديد نزد شيخ آن دستار باز |
|
[١] - چهل مجلس شيخ علاء الدّوله سمنانى به تحرير امير اقبال سيستانى و تصحيح عبد الرّفيع حقيقت. چاپ دوّم صفحه ٢٠٠.
[٢] - منظور شيخ علاء الدّوله سمنانى عارف نامى قرن هفتم و هشتم هجرى است.