چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٢٢٨ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
ايشان نيز نگفتند، چه سخن مشكل گفتن روا نيست. اما چون گفتهاند آن را دوا نيست، ناكام تأويل مىبايد كرد تا درويشان را شبهه در باطن نيفتد. و نيز در حق بزرگان بىاعتقاد نشوند. من مىدانم كه محى الدين اعرابى از اين سخن خواسته كه وحدت در كثرت را ثابت كند. وجود مطلق گفته است تا معراج دوم را بيان تواند كرد. كه معراج دوست يكى آنكه (كان اللّه و لم يكن معه شيئى) و دريافتن اين آسانست.
دوم آنكه و الآن كما كان و شرح اين مشكلتر است. او خواست كه ثابت كند كه كثرت مخلوقات در وحدت حق هيچ زيادت نكند.
وجود در خاطر او افتاده است. چون يك شق او بر اين معنى راست بوده است، او را خوش آمده، و از شق ديگر كه نقصان لازم مىآيد، غافل مانده، پس چون قصد، اثبات وحدانيت بوده حق تعالى از وى عفو كرده باشد. چه هر كه از اهل قبله اجتهاد كرده است، در كمال حق اگر خطا كرده است به نزديك من، چون مراد او كمال حق بوده است، از اهل حق خواهد بود، و مصيب.
اما فساد قول او كه وجود مطلق گفته است در عروه[١] بيان كردهايم.
در مجلس ديگر فرمود كه: حق تعالى را در غيب و شهادت نيز ظلال است و همچنين (السلطان ظل اللّه فى الارض) ظل عالم شهادت است و نمىبينى كه در سلطان هيبتى هست كه اگر كسى با او سخن مىگويد متغير مىشود و خوفى از وى در باطن خود مىيابد و
[١] - مقصود، كتاب العروة لاهل الخلوة در حكمت الهى به ذوق عارفان و مهمترين و بانامترين آثار شيخ علاء الدوله سمنانى است. نسخهاى از اين كتاب در كتابخانه آستان قدس رضوى موجود است و آقاى نجيب مايل هروى آن را تصحيح و به چاپ رسانيده است.