چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٢٠٥ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
به تجلى قيومى حق قائم است. و به فيض ابقاء باقى و هر چيزى را حقيقتى[١] است كه آن فيض بدو مىرسد و آن چيز را باقى مىدارد.
چنانكه مىخواهد. پنداشته كه هر فيض خدائيست و خدايان بسيار تصور كردند. هرچند خدايرا بزرگتر مىگويند. غير آن خدايان. اما آن فيوض را خداى گفتن خطاب بزرگست. و شرك محض. و اخى على دوستى[٢] كه صاحب واقعه بود در مجلس حاضر بود. شيخ از وى پرسيد كه: ياد مىدارى آن واقعهيى كه در ابتدا ديده بودى كه ترا از دايرههاى هو بيرون بردند و وجود تو از تو چون بر اين سوى دائره بازافتاد؟! و بعد از آن به دايرههاى ديگر بيرون آوردند. و آن تجلى كه ترا از[٣] طرف هاء هو باشد به اسماء مظهرات تعلق دارد كه هر يكى قايم مقام اين اسم مظهرست. هو قائم مقام رب و انت قائم مقام رحيم. و نحن قايم مقام رحمن و انا قائم مقام اللّه. كه اسم ذاتست. و اين مرآت به مشاهده معلوم شود. بعد از آن اخى محسن الدين آنجا بود. گفت: آن وقت كه مرا واقعه هاء هو افتاد. شيخ فرمود كه: على بيايد و از وى بپرس. فرمود آرى واقعه را از صاحب واقعه بشنوند.
زود حجاب رفع گردد.
و آوردهاند كه روزى شيخ جنيد قدس سره تجديد وضو كرد و خواست كه دوگانهيى بگزارد در خود جمعيت نيافت. خواست كه با خود افتد. هرچند محاسبه كرد در خود سبب آن تفرقه نيافت.
دانست كه از بيرونست. از خانقاه بيرون آمد و يكى را مىبيند كه گليم دربرگرفته و بر جنيد سلام كرد و گفت انتظار بسيار دادى چه تا در نماز
[١] - در نسخه( حقيقى) آمده است.
[٢] - در مورد شرح حال اخى على دوستى سمنانى به تاريخ سمنان تأليف نگارنده و مقدمه اين كتاب مراجعه شود.
[٣] - در نسخه:( بر از) آمده است.