چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٢١٧ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
كردهام و معنى اين آنست كه هركرا حق تعالى دوست گرفت گناه او را زيان ندارد. يعنى از وى عفو كند و توبه دهد. نه آنست كه او را گناه نباشد. اما چون عفو شد و توبه كرد از آن ضررى به او رسد. اما هرگز مرشد را به اين صفتها نداشته است كه گنه كند و بازخواست نبيند. چه مرشد مىبايد كه از ذنوب محترز باشد تا متابعت او روا باشد. هرچند كه معصوم نبوده باشد.
و ديگر پرسيدند كه مولانا رومى چون كسى بوده؟! فرمود كه:
خوش كسى بوده، هرچند كه از سخنهاى او نشان استقامت و تمكين نيافتم. اما خوش وقتى داشته است. و من هرگز سخن او نشنودم كه وقت من خوش نشده است. و از وى روايت كردهاند كه روزى پيش مولانا سراج الدين قونوى بود و او صاحب صدر و بزرگ آن وقت بوده و با او نيك نبوده. تقرير كردند كه مولانا گفته است كه: من با هفتاد و سه مذهب يكىام. چون صاحب غرض بود خواست كه مولاناى را برنجاند و بىحرمت كند. يكى را از نزديكان خود كه دانشمندى[١] بزرگ بود بفرستاد كه بر سر جمع از مولاناء روم بپرس كه چنين گفتهيى؟! اگر اقرار كند او را دشنام بسيار ده و برنجان. آنكس بيامد بر مولانا، سؤال كرد كه: شما چنين گفتهايد كه من با هفتاد و سه مذهب يكىام؟! گفت: گفتهام. آنكس زبان بگشاد و دشنام و سفاهت آغاز كرد. مولانا بخنديد و گفت: با اينكه تو مىگوئى هم يكىام. آنكس خجل شد و بازگشت و مرا اين سخن از وى بسيار خوش آمده.
[١] - در نسخه( دانشمند).