چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٢١٨ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
و ديگر فرمود كه مقصود از نبشتن فلاح بيشتر آن بود كه خلق بدانند كه ائمه مجتهد خلافى[١] كه كردهاند، به هواى نفس كردهاند.
ندانستند كه هر يك به كدام حديث عمل كردهاند و خلاف از كجا افتاد تا به هواى خود هركس زبان طعن دراز نكنند و ترك تعصب جاهلانه گيرند. ديگر متابعت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم بر ميان بندند كه در تعصب مذهب فساد بسيار است. و غلو در آن مبارك نيست. چه من شنيدهام كه در شهر رى وقتى دو گروه شدند. حنفيان و شافعيان. و به تعصب ميان ايشان جنگ افتاد. همچنان بود تا ششصد هزار كس كشته شدند به شومى آن و مرا بس ناخوش مىآمد غلو، خاصه در تقليد. خصوصا از كسانى كه مىدانند و متابعت عوام مىكنند و فساد ظاهر مىگردد. و در آن وقت پادشاه خربنده ميل به رفض كرد و حكم كرد كه نام خلفاء اربعه نگويند و نام دوازده امام گويند. چون ايلچى به اصفهان رفت تا اين حكم برساند. شيخى در اصفهان بود دانشمند، و با او مرا دوستى بود. كرد تا ايلچى را برنجانيد و ترك ذكر صحابه نكردند. تا كار به جائى رسيد كه او را به گناهكارى به اردو مىبردند و بيم كشتن بود، و زيان بسيار از آن به خلق اصفهان رسيد. روزى او را بديدم و گفتم تو مرد عاقلى، چرا چنين كردى؟! آخر نمىدانى كه ابو بكر بعد از رسول عليه الصلوة و السلام خطبه گفت و نام كسى نبرد غير از نام خداى و رسول او. و بعد از وى عمر در خطبه نام ابو بكر نبرد و عثمان نام ابو بكر و عمر نگفت. و على نام ايشان را نبرد و پس حسن شش ماه خليفه بود[٢] و نام چهار يار نبرد. و بعد از وى
[١] - در نسخه( خلاف به كسر ف).
[٢] - حضرت على بن ابى طالب( ع) مدت ٤ سال و ٩ ماه و دو روز يعنى از نوزدهم ذى حجه سال ٣٥ تا ٢١ رمضان سال ٤٠ هجرى در كوفه حكومت كرده است.( رفيع)