چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٤٦ - مكتوب شيخ كمال الدين عبد الرزاق كاشانى
دوم مرتبه قلب است و اهل اين مقام از آن مرتبه ترقى كرده باشند و عقول ايشان صافى گشته و بدان رسيده كه به آيات حق استدلال كنند و به تفكر در آيات كه افعال و تصرفات الهىاند در مظاهر آفاق و انفس به معرفت صفات و اسماء حق رسند، چه افعال آثار صفاتاند و صفات و اسماء مصادر افعال پس علم و قدرت و حكمت حق به چشم عقل مصفا از شوب هوا ببينند و سمع و بصر و كلام حق در عين انفس انسانى و آفاق اين جهانى بازيابند و به قرآن و حقيقت آن معترف شوند «حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» و اين طايفه اهل برهان باشند و در استدلال ايشان غلط محال بود و چون به نور قدس و اتصال به حضرت احديت كه محل تكثر اسماء است عقول ايشان چنان منور شود كه بصيرت گردد و به تجليات اسماء و صفات الوهى بينا شود و صفات ايشان در صفات حق محو گردد، آنچه طايفه اولى دانند اين طايفه ببينند. اين هر دو قسم ناطقه به نور قلب مزكى شود وليكن طائفه ذو لعقول متخلق به اخلاق الهى باشند و ذو البصيرت متحقق به آن، پس بدخلقى از ايشان محال باشد و همه را در مراتب خود معذور بايد داشت «و نرجوا ان نكون منهم»
سوم مرتبه روح بود، و اهل اين مقام از مرتبه تجلى صفات گذشته به مرتبه مشاهده رسيده باشند و شهود جمع احديت يافته و از خفى نيز درگذشته و از حجت تجليات اسماء و صفات و كثرت تعينات رسته و در حضرت احديت حال ايشان «أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» و اين طائفه خلق را آئينه حق بينند يا حق را آئينه خلق و بالاتر از اين استهلاك است در عين احديت ذات و محجوبان مطلق را فرمود «أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ» و ماندگان در مقام تجليات اسماء و صفات هرچند بسبب يقين از شك خلاص يافتهاند، اما از بقاء على الدوام معنى «كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ