چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٢٠٨ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
البته مىگويند كه درويش مىبايد كه او محتاج باشد. نمىدانند كه حق تعالى هرگز هيچ مرشدى را محتاج نداشته است به خلق و چرا بايد كه بندگان خداى جز به خداى محتاج باشند؟! آخر اين دنيا را با اين همه نعمت به بركت ايشان برپاى مىدارد. بلكه مقصود از آفرينش ايشانند. و نه آخر شيخ مجد الدين بغدادى قدس اللّه روحه را هر سال خرج سفره خانقاه دويستهزار دينار سرخ بوده است. و من حساب مىكنم پانصدهزار دينار املاك وقف كرده بر صوفيه كه بر طريقه ما باشند. و متابع سنت و در وقفنامه شرط كردهام كه فرزندان و خويشان مرا هرچند كه به درجه ارشاد رسيده باشند نه به توليت و نه به خادمى در آن هيچ تصرف نباشد. و اگر بعد از من درويشان اينجا باشند تصرف كنند و اگر در ملك ديگر باشند دخل اينها را بدان ملك برند و تسليم ايشان كنند و نزديك خلق ناپسنديده است و تشنيع مىزنند كه درويش را با مال چه كار. و چون مرا معلوم است كه عند اللّه پسنديده است. و عقلا دانند كه اين نيز از آن نباشد كه به گدايى حاصل كنند و به درويشان دهند. و مرا به سخن خلق و تشنيع ايشان چه التفات باشد؟!.
ديگر فرمود كه حق تعالى اين زمين و مزارع را به حكمت آفريده است و مىخواهد كه معمور باشد و فايده به خلق رسد و اگر خلق بدانند كه از عمارت دنيا كه براى فايده و دخل كنند نه به وجه اسراف[١] و تماشا چه ثوابست. هرگز ترك عمارت نكنند و اگر بدانند كه از ترك عمارت و گذاشتن زمين را معطل، چه گناه حاصل مىشود هرگز نگذارند كه اسباب او خراب شود. هر كس كه زمينى دارد كه از
[١] - در نسخه( اصراف) آمده است.