چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٢١٠ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
درويش نيك محكم بود نيت مطلق بهتر است. و به نزديك من آنست كه خلوت تمام با كمال شرايط هيچكس را از مشايخ دست نداده و من چندين خلوت كه نشستهام الا يك نوبت كه بيست و نه روز شرائط خلوت را مجموع رعايت كردهام و اين معنى را از نفس پنهان بايد داشت تا توجه سست نكند و به جان بايد كوشيد كه سالك را ممكن نيست كه مقصود حاصل شود. الا در خلوت و حفظ شرائط آن، درويش بايد كه راه باز ندهد كه نفس او در خلوت به مراقبه مشغول شود كه آن را بس مضرتها باشد و وقت را بدزدد. شيخ احمد جورفانى[١] قدس سره يكى را از مريدان كه مراقبه كرده بود كفش بيرون كرد و چند كفش محكم در پس گردن او بزد. او گفت مراقبه كردهام موجب رنجش بيان فرمايد كه چرا رنجش مىنمايد. فرمود كه كه مراقبه كسى را روا بود كه يك هفته طعام نخورده باشد كه چون آواز پاى بشنود در خاطرش نيايد كه اين كس براى من طعام مىآورد و اينجا فرمود كه شيخ احمد درشت مردى ذاكر بوده است و مرتبه عالى دارد و من در غيب مرتبه سلوك او را مناسب يافتم، با شيخ ابو الحسن خرقانى و از شيخ رضى الدين على لالا، با سلطان بايزيد قدس اللّه ارواحهم. و فرموده كه روزى يكى از مريدان سلطان بايزيد كه در حيات بود و كار كرده چنانكه سيف الدين باخرزى[٢] را با او خوش بودى به غايت، و او در آخر مدت ده سال با ما بود. روزى با ما مىگويد: چونست كه تو با اين خاندان ارادت آوردى و سلوك جز به متابعت سلطان بايزيد بسطامى نكردى؟! گفتم: من اين نمىدانم، اما يك نوبت وضو ساختم، در اثناى آن ديدم كه ديوار قبله بگشاد و از آن سوى فضايى بنمود و آسمان و ستاره مشترى مىنمود. پرسيدم كه اين چيست؟! يكى گفت: اين نور سلطان بايزيد است، ساعتى شد و
[١] - در نسخه( حوربانى).
[٢] - در نسخه( باخوذى).