چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٥٦ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
شيخ او ديوارى حجاب باشد و او را مشكلى افتد از شيخ بتواند پرسيد. و حل آن كردن، همچنين باشد تا آنگاه كه قوت باطن او به كمال رسد. و تواند كه از ولايت باطن شيخ هرجا كه باشد از وى فايده گيرد و آن فايده به خلق رسد. شيخ او را فرمايد به فلان شهر رو و خلق را ارشاد كن. او به حكم شيخ برود و به ارشاد مشغول شود. و مريدى ديگر بنوى آمده باشد به جاى او بايستد و كمر[١] خدمت برميان بندد.
هيچ عاقل اين نگويد كه مريد نو از آن مريد كه به ارشاد مشغول شده عالىترست. تا آن وقت كه آن مريد خدمت مىكرد به سبب آنكه همه روز به خدمت شيخ مشغول مىشد.[٢] احوال او بهتر بود از آنكه اين ساعت به ارشاد خلق مشغول است. نى، بلكه آن وقت باطن او چنان بىقوت بود كه اگر با غير شيخ سخن مىگفت مشغول مىشد و از خدمت شيخ و از لذت وصال او محروم مىماند. لاجرم به تكلف حاضر مىبايست بود به صورت، تا از مشاهده شيخ لذت يابد و چون او را قوتى حاصل آيد كه على الدوام هرجا كه هست در حضور شيخ است و لذت مشاهده را بر دوام فايده مىيابد و به هر شغلى و به هر خلقى كه مشغول مىشود از قوت شيخ و لذت وصال او محروم نمىشود. و هر مشكلى كه مىافتد، هرجا كه هست از شيخ مىپرسد كه در آن وقت اول شيخ كه به خلوت بودى، يا به جايى مشغول بودى كه او را نتوانستى ديد، پس آنچه پيش داشت به كمالتر دارد و زيادت از اينها به فرمان شيخ ازو شغل ديگر نيز مىآيد و خلايق ديگر را دعوت به حق مىكند و در راه شيخ خود مىآرد. چگونه او بهتر و حال او عالىتر نباشد؟!
[١] - نسخه و كمر؛ قياسا برنگاشتيم.
[٢] - در نسخه كلمهيى افتادگى دارد.