فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٥٠ - پيامدهاى غير واقعگرايى در عرصه اخلاق
اخلاقى مبناى اتخاذ ديدگاه در ساير عرصهها مىشود. بدين روى، در صورتى كه براى اخلاق، واقعيتى عينى در نظر گرفته نشود، ديگر فرد صاحب راى و نظر براى اتخاذ تصميم در عرصههاى گوناگون مثل سياست، فرهنگ، اقتصاد و ... خود را محدود نمىبيند و از اين روى ممكن است اصول اساسى انسانى را زير پا گذاشته، بدون توجه به مرزهاى اخلاقى، هر كارى را در جهت تأمين منافع خود و گروه تابع خود روا شمارد. بى مبالاتىهاى موجود در عرصه سياست جهانى و اقتصاد و فرهنگ جهان از همين نقطه مىآغازد.
٣. عمده تلاش انبيا، مصلحان و خيرانديشان عالم براى تكميل ارزشهاى اخلاقى بوده است. حال اگر اين ارزشها از واقعيتى برخوردار نباشند، اين تلاشها بى معنا بوده، فعاليتهاى آنان از اساس لغو و عبث معرفى مىگردد. زيرا اخلاقى وجود ندارد كه اين مصلحان بهدنبال رواج آن باشند.
با هم بينديشيم
شما نيز برخى از پيامدهاى غير واقعگرايى اخلاقى را به طور عينى بررسى كنيد و براى هر كدام از عرصههاى سياست، فرهنگ، علم، اقتصاد و ... مثالى بياوريد.