فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١١٨ - تعريف مسئوليت اخلاقى
تبعيت كنيم.[١] از نظر اين گروه، راه تشخيص و بهدست آوردن وظايف، رجوع به متون مقدس عهد عتيق و عهد جديد است.
٢. اشاعره مىگويند خداوند منشأ حق است و وظايف اخلاقى ما ازطرف خداوند تعيين مىشود؛ ولى راه بهدست آوردن آن وظايف، منحصر در نقل (متون مقدس اسلام) است و عقل قادر به تشخيص هيچيك از وظايف انسانها نيست. خوب و بد، وجودى مستقل از خداوند ندارد. خوبى و بدى را بايد از امر و نهى خداوند فهميد.[٢]
٣. شيعه معتقد است منشأ حق فقط خداوند است، اما عقل مىتواند ملاك ومعيار وظايف را تشخيص دهد و خداوند از آن نظر كه خود يكى از عقلا به حساب مىآيد، به چنين امورى حكم مىكند. خوبى و بدى داراى وجودى مستقل از خداوند هستند، اما چون عقل نمىتواند به تنهايى همه مصاديق خوبى و بدى را تشخيص دهد، خداوند با امر و نهى خود، آن دسته از مصاديق خوبى و بدى را كه عقل بدانها دسترسى ندارد، به ما نشان مىدهد.[٣] بر اساس اين نظريه، منشأ وظايف اخلاقى، رابطه ضرورى موجود بين فعل اخلاقى و نتيجه حاصل از آن است؛ ولى از آن نظر كه خداوند حقّى بر عهده انسان دارد، انسان وظيفه دارد تا با انجام فعل اخلاقى، غايت آن را تحقق بخشد.
ج) طرفداران حقوق انسانى كه منشأ حق را انسانى و مدنى مىشمارند و معتقدند كه انسان
- فردى يا جمعى- حق دارد وظايف خود و ديگران را تعيين نمايد. اين نگرش كه در پى نوعى انسان مدارى بهوجود آمد، داراى شعبههاى متعددى است كه از جمله مىتوان به
[١] -١ .Ibid
[٢] - بنگريد به: بطرس البستانى، المحصول فى اصول الفقه، ج ١، ص ١٢٣؛ محمد تقى مصباح يزدى، فلسفه اخلاق، تحقيق و نگارش احمدحسين شريفى، فصل دوم، ص ٤٥
[٣] - بنگريد به: محمد تقى، مصباح يزدى، نظريه حقوقى اسلام، ص ٨٢- ٧٩