چكيده پايان نامه هاى حديثى - هوشمند، مهدى - الصفحة ٤٣ - ٤٣ الجناس فى«نهج البلاغه»
ضعف در تفسير مأثور، به شكل عمومى، مانند وضع و اسرائيليات در تفسير، وتتبع آن در اقوال مفسّران شيعه و سنّى. سپس، اين فصل را با بررسى دوموضوع مرتبط پايان داده است كه عبارتاند از: غلو و تأويل. هر دو بحث را نيز از نظر لغوى واصطلاحى بررسى نموده است.
در فصل چهارم، روشهاى برخورد با حديث را مطرح ساخته است و بيشتر، پيرامون احاديث تفسيرى بحث را بسط داده و روشهاى مختلفى را كه نزد مفسّران شيعه مرسوم است، توضيح داده است.
در فصل پنج (آخرين فصل) نظرى كلّى بر سير تحول تفسير و تاريخ تدوين آن و طبقات مفسّران شيعه، از زمان رسول اكرم صلى الله عليه و آله تا امروز داشته و تغييرات هر عصر را در اين زمينه بيان داشته است.
٤٣. الجناس فى «نهج البلاغه»
، عليرضا دالوند، كارشناسى ارشد ادبيات و لغت عرب، دانشگاه آزاد اسلامى قم، استاد راهنما: دكتر نادر نظامتهرانى، استاد مشاور: دكتر فيروز حريرچى، ١٣٨٣، ١٣٥ ص.
از مقولههاى ارزشمند فن بديع، جناس است. در واقع، جناس از يك سو در كلام موسيقى ايجاد مىكند و از سوى ديگر، سبب تداعى معانى مختلف يك لفظ مىگردد. در كلام امام على عليه السلام نيز جناس جايگاهى ويژه دارد، و امام عليه السلام با توجّه به موقعيتهاى گوناگون، مثل خطابه، از جناس بهره گرفته است. در خطبههاى نهج البلاغه، جناس بيش از ديگر قسمتها ديده مىشود، و بيشترين جناس از نوع غير تام است.
آنچه نگارنده در اين تحقيق آورده، به منظور آشنايى بيشتر با گفتار امام است، كه پس از كلام اعجازگر خداى- تعالى- نمايشگر زيباترين شيوههاى گفتار و نوشتار و تصويرگر بديعترين تصويرپردازىهاست. هفت فصل اين رساله، بيانگر اين زيبايى و نقشآفرينى است:
آغازگر سخن در اين رساله، شرحى كوتاه در باره حيات پر بار امام على عليه السلام است، كه اين دوران پر فراز و نشيب خود به برهههايى تقسيم مىشود.
در ادامه، بحثى است در باره نهج البلاغه و مؤلف آن، كه به كلمات علما پيرامون نهج البلاغه و مؤلف آن و سپس مقام علمى و ادبى وى در شعر و شاعرى پرداخته است.
سپس، وارد بحث تاريخ بلاغت و بديع شده، و ضمن تعريف اين فن و تعريف جناس