چكيده پايان نامه هاى حديثى - هوشمند، مهدى - الصفحة ١٤٢ - ١٦٧ پژوهشى در زمينه تاريخى نامه هاى«نهج البلاغه»
١٦٧. پژوهشى در زمينه تاريخى نامههاى «نهج البلاغه»
، مائده حسنپور اميرى، كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث، دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران، استاد راهنما: دكتر محمّد على مهدوىراد، استاد مشاور: دكتر سيّد محمّد باقر حجتى، ١٣٧٦، ٢٠٩ ص.
نگارنده در اين مجموعه، نامههايى را آورده كه خطاب به دوستان و دشمنان، كارگزاران و حكمرانان و خراجگيران و فرماندهان و سپاهيان و نيز مردم شهرها نوشته شده است، و ضمن بيان كليّات هر نامه، به مصادر آنها نيز اشاره نموده و سپس به زمينه تاريخى آن و سبب نگارش نامه مورد نظر پرداخته است.
نهج البلاغه، كتابى است كه بعد از قرآن كريم مقام نخست فصاحت و بلاغت را به خود اختصاص داد، و از اين رهگذر، مردمى كوتاهنظر به انكار اين حقيقت نشستند كه اين مجموعه، اثرى ارزنده از مولايمان على عليه السلام است، و آن را گاه به سيّد رضى رحمه الله و گاه به برادرش سيّد مرتضى رحمه الله نسبت مىدهند، و مرسل بودن اين مجموعه، مزيد بر علت مىشود؛ البته سيّد رضى رحمه الله كه سند مطالب نهج البلاغه را حذف نمود، از ابتدا كه دست به تأليف آن زد، قصد نداشت كه آن را به عنوان يك منبع حديثى از خود برجاى گذارد. به علاوه نمىدانست كه حوادث روزگار، كتابخانه او را به آتش مىكشد و صدها سال بعد، مردم نيازمند به شنيدن سخنان اميرالمؤمنين عليه السلام مىشوند، و نيز بعضى بر گفتهها و نوشتههاى آن حضرت تشكيك مىكنند.
نگارنده، در رساله خود مىنويسد: «آنچه مهم است اين است كه بتوانيم پاسخى مستدل به آن اشكالات بدهيم؛ از اين رو چنين به نظرم رسيد كه تاريخ مىتواند تا حدود زيادى اين مشكل را حل كند».
شيوه كار وى بدين صورت بوده كه نخست با مراجعه به كتاب مصادر نهج البلاغه و اسانيده از دكتر سيّد عبد الزهرا الحسينى الخطيب، مآخذ همه نامهها را فيشبردارى كند، كه در اين باب، از مصادر نهج البلاغه از عبداللَّه نعمه هم كمك گرفته است. سپس با مراجعه به مصادر آن نامهها، تا آن جا كه در توانش بوده، موقعيت تاريخى نامهها را به دست آورده است.
پس از انجام مقدمات، و كنار هم گذاردن آنها، نامههاى حضرت را به دو بخش تقسيم نموده. نخست، تعدادى از نامههاى آن حضرت كه داراى زمينه تاريخى خاصى هستند