چكيده پايان نامه هاى حديثى - هوشمند، مهدى - الصفحة ٢١٤ - ٢٥٢ حكومت در«نهج البلاغه»
٢٥٢. حكومت در «نهج البلاغه»
، سيّد سجاد ايزدهى، كارشناسى ارشد الهيات و معارف اسلامى، مركز تربيت مدرس دانشگاه قم، استاد راهنما: آية اللَّه دكتر احمد بهشتى، استاد مشاور: آية اللَّه معرفت، ١٣٨٠، ٢٣١ ص.
پاسخ اين پرسش كه چه كسى حق و صلاحيت حكمرانى بر جوامع انسانى را داراست؟
هدف نگارنده در اين تحقيق را تشكيل مىدهد.
اين رساله از يك مقدمه و يازده بخش تشكيل شده است:
نخست، در مقدمه مسائلى از قبيل طرح اصل مسئله تحقيق و موضوع تحقيق و بستر تحقيق را مطرح نموده است.
در ابتداى رساله، تعاريف متعددى از واژه «حكومت» ارائه كرده و سپس، معناى مورد نظر از اين واژه را تبيين نموده، تا در ميان معانى مختلف، محور ثابتى براى بحث داشته و از مغالطه در بحث به دور باشد.
در قسمت بعد، در صدد اثبات ضرورت اجتماعى حكومت برآمده و اين كه حكومت، فقط به عنوان يك گزاره مطلوب در اجتماع محسوب نمىشود. وى، در آغاز يك استدلال عقلى بر اين قضيه آورده و سپس، رواياتى از امير مؤمنان عليه السلام را مورد استفاده قرار داده كه در آنها، ضرورت حكومت در جامعه براى از بين رفتن هرج و مرج مورد تأكيد قرار گرفته است.
در بحث دلائل ضرورت حاكميت الهى، ابتدا در بخش حاكميت در جعل قانون، خداوند را تنها قانونگذارى دانسته كه ويژگىهاى منحصر به فردى در قانونگذارى دارد. در بخش حاكميت در اوامر و نواهى نيز به اين نكته پرداخته كه امر نيز فقط بر عهده خداوند است؛ زيرا حاكميت، حق كسى است كه آگاه به مصالح فرد و جامعه بوده، مسير كمال آنها را بشناسد و ضمن به دور بودن از هرگونه حب و بغض و خودخواهى، بتواند كشتى هدايت و كمال بشرى را به ساحل نجات و هدايت برساند، و اين مطلب را به وسيله آيات و روايات نهج البلاغه اثبات نموده است.
مبحث بعد، پاسخ به اين پرسش است كه آيا اين حاكميت با حاكميت مردم در تضاد است يا در طول آن قرار دارد؟ وى، در پاسخ مىنويسد: «تضادى بين دو حاكميت وجود ندارد و اين دو در امتداد يكديگرند؛ البته خداوند بشر را طورى خلق كرده كه داراى نيروى اراده و اختيار باشد و اگر با اختيار خود، به حاكميت الهى تن در دهد، به راه صواب مىرود و گر نه، در ورطه هلاك و نابودى قرار مىگيرد.