چكيده پايان نامه هاى حديثى - هوشمند، مهدى - الصفحة ٢٩٣ - ٣٤٦ علوم قرآنى در كلام امام على عليه السلام
آن، بر اساس نهج البلاغه، سخن گفته است.
«علم» در لغت و اصطلاح و روايات (عموماً) و نهج البلاغه (خصوصاً)، حقيقت علم در كلام حضرت امير عليه السلام، علم و معرفت، علم و حكمت، و حكمت در كلام حضرت امير عليه السلام، از مطالب فصل اوّل است.
در فصل دوم، در باب امكان علم، اين امكان را در نهج البلاغه بررسى نموده، و به واقعيت بودن علم و نقد خيالپرستى و دگماتيسم و اصالت علم پرداخته است.
اقسام علم، مطالب فصل سوم را تشكيل مىدهد، كه به تقسيم وى علم يا مطبوع است يا مسموع. علم مطبوع، همان صنعت چاپ و علم مسموع، علم عقلى است.
وى، در فصل بعد به معرفى ابزار معرفت مىپردازد كه عبارت است از: حس، عقل، قلب و فطرت. منابع معرفت را هم كه عبارت است از: خداوند، قرآن، رهبران الهى، طبيعت و تاريخ، در فصل پنجم بررسى نموده است.
در فصل ششم، به بحث علمشناسى پرداخته است.
جايگاه و ضرورت استفاده از علم، ارتباط علم و عمل، آفات علم، آثار و بركات علم، علم الهى، و علم غيب، مطالب بحث شده در فصلهاى هفتم تا سيزدهم است.
در آخرين فصل نيز به بحث و بررسى واژه «جهل» پرداخته و آن را از زواياى گوناگون مورد مطالعه قرار داده است.
٣٤٦. علوم قرآنى در كلام امام على عليه السلام
، طاهره باقرىمنش، كارشناسى معارف اسلامى و تبليغ، مركز آموزش خواهران دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم (جامعةُ الزهراء)، استاد راهنما: حجة الاسلام محمّد على رضايى اصفهانى، استاد مشاور:
حجة الاسلام محمّد جواد سعدى، ١٣٨٠، ١٨٩ ص.
رسيدن به پاسخ اين پرسشها كه چه مسائلى در زمينه علوم قرآنى، در كلام حضرت على عليه السلام وجود دارد؟ مفاهيم اساسىِ علوم قرآنى، در ديدگاه امام على عليه السلام چگونه تبيين وبررسى شده است؟ وديدگاه امام عليه السلام باديدگاه نويسندگان معاصر، چگونه قابل تبيين و بررسى است؟ هدف نگارنده در اين تحقيق است.
در مقدمه، به بررسى مفاهيم اساسى علوم قرآن، چون وحى، قرآن، ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه، تأويل، خاص و عام، مطلق و مقيد، مجمل و مبين، پرداخته است.
بخش اوّل آن، شامل سه فصل است: