صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٨ - توصيه علماى پاكستان به تلاش براى وحدت
مطلب را بايد در نظر بگيريم: بين قشر دانشگاهى و محصولات دانشگاهى و قشر روحانيت و مدارس دينى و محصولات مدارس دينى اجتماع و وحدت ايجاد كنيم.
و بين برادران اهل سنت و شيعه كه اينها هم با هم باشند. همان طورى كه اهل سنت چهار مذهب دارند كه در كنار هماند، مذاهب نمىريزند به جان هم، به حسب ظاهر، ما هم كه مذهب پنجمى هستيم كه مىنشينيم با هم، ما براى خودمان فرايضمان را انجام بدهيم، لكن همهمان با هم بر ضد كسانى كه بر ضد اسلام هستند. خوب، ما مسائل مشترك زياد داريم، ما در اصول مذاهبمان، اصول دينمان، همه با هم مشتركيم. قرآن قرآن همه است؛ اسلام اسلام همه است؛ پيغمبر پيغمبر همه است. اينها مشتركات ما است. در اين مشتركات ما با هم باشيم؛ و در مختصات هر كدام براى خودمان عملى داريم و براى خودمان آدابى داريم. اين دعوا لازم ندارد؛ اينكه دعوا مىشود دعوايى است كه آنها ايجاد مىكنند در بين ما.
و شما مىدانيد كه به اين هم اكتفا نمىكنند؛ در خود مثلًا مذهب شيعه، بين اخبارى و اصولى [١] اختلاف ايجاد كرده بودند. بالاتر از او، احزاب درست مىكردند! اين حزبهايى كه درست مىشد، و آن دستهاى مرموز اين حزبها را درست مىكردند، و حزبها با هم اختلاف پيدا مىكردند، همهشان شيعه بودند؛ همهشان مسلمان بودند، يا همهشان سنى بودند احزاب مختلف در بين شيعه چند حزب درست مىكردند. فرض كنيد در تهران، احزاب مختلفه همه با هم دشمن، همه با هم بد. جاهاى ديگر هم همين طور. اين هم يك راهى بود كه احزاب مختلفه درست مىكردند، و اين احزاب با هم جنگ سياسى مىكردند. تمام اينها اسباب اين شد كه از آن گرفتاريهاى اصلى كه ما داريم، كه آن گرفتارى مسلمين است به دست قدرتهاى بزرگ، از او غفلت بكنيم. چه بهتر براى آنها از اينكه ما صبح كه بلند مىشويم همهاش مشغول حزب بازى باشيم؛ يا مشغول مخالفت خودمان با هم باشيم. مخالفت دانشگاه با روحانيون، روحانيون با دانشگاه، اين مذهب با
[١] دو گروه از علماى شيعه كه در سبك اجتهاد مسائل شرعى با هم اختلاف نظر دارند، و اوج مخالفت آنها مربوط به دو قرن ١١ و ١٢ هجرى قمرى است.