صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٢ - ارتداد جبهه ملى
كه دور تو جمع شدهاند، بعضى از اينها، يك گرگهايى هستند كه تو را به باد فنا مىدهند.
گوش نكرد. حالا هم دير نشده. آقايانى كه متديناند اعلام كنند به اينكه اين دعوت به راهپيمايى دعوت بر ضد اسلام است- چنانچه صريحش اين است- و آن آقا هم بروند عذرخواهى كنند از ملت؛ بگويند ملتى كه به من رأى داد من مطابق رأى آنها عمل نكردم؛ از حالا به بعد مىكنم. اما اين طور نباشد كه لفظاً، مكرر بهشان مىگويم! لفظاً [قبول] مىكند، لكن [در عمل] «من نه اين مجلس را قبول دارم، نه آن قوه قضائيه را قبول دارم و نه آن شوراى نگهبان را قبول دارم و نه اين هيأت سه نفرى را، كه خودم هم يكيش را تعيين كردم، قبول دارم و هر چه هست بايد من بكنم، اين نباشد در كار، سايرين مانعى ندارد»!
اما ما چه بكنيم؟ من كه مىگويم بايد از دست اين دوستان يك فكرى بكنيم. براى اين دوستان يك فكرى بكنيم، كه من نمىخواهم اينها به آن طورى كه خودشان را رساندند برسانند. من نمىخواستم كه وضع اين طور بشود. من نمىخواستم كه اين مردم و اين ملت كه سال اول جمهورى اسلاميشان هست اين طور مشوش بشود خاطرشان از امثال شماها. من نمىخواستم كه شما ائتلاف بكنيد با منافقينى كه بر ضد اسلاماند، و «شناخت» شان منتشر است. ولى چه بكنم، خوب، شما گوش نكرديد به نصيحت. الآن هم من نصيحت مىكنم، اين جمعيت متدين «نهضت آزادى» را، و آقاى رئيس جمهور را، الآن هم من نصيحت مىكنم كه آقا شماها دست برداريد از اين سنگاندازى جلوى چرخ اسلام، دست برداريد از اين تضعيف مجلس و تضعيف روحانيت و تضعيف ملت و تضعيف روحيه ملت و تضعيف روحيه ارتش. دست برداريد از اين امور، و بياييد در ميدان با برادران ديگرتان بنشينيد؛ شما رئيس جمهور قانونى باشيد؛ روى قوانين عمل كنيد. شما وكلايى هستيد در مجلس، محترميد، متدينيد؛ جدا كنيد حساب [خودتان] را از مرتدها. اينها مرتدند. «جبهه ملى» از امروز محكوم به ارتداد است. بله، «جبهه ملى» هم ممكن است بگويند كه ما اين اعلاميه را ندادهايم. اگر آمدند در راديو امروز بعد از ظهر آمدند در راديو اعلام كردند به اينكه اين اطلاعيهاى كه حكم ضرورى مسلمين، جميع