صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٠ - زيادى عقل رجائى از علمش
كه يك همچو مملكت خرابى كه براى ما گذاشتند، و شما هم هر روز خرابترش كرديد و داريد مىكنيد، هر روز دعوت به خلاف داريد مىكنيد، آرامش را از اين مملكت برديد، مگر امكان دارد كه ديگر آقاى رجايى بتواند اقتصاد اين مملكت را بزودى درستش كند؟ اگر شماها بوديد، تا حالا خرابش كرده بوديد! اين بيچارهها دارند اينجا درستش مىكنند، اگر شماها بگذاريد. اگر شماها بگذاريد، اينها كوشش دارند مىكنند براى اين كه درست كنند مسأله را. لكن مسئله اقتصاد يك چيزى نيست كه بله، خوب است كشاورز- اقتصاد آقايان اين است- كشاورزان مشغول كشاورزى بشوند و كارخانه داران مشغول كار بشوند و كارگران مشغول كار بشوند و بيكاران به كار گذاشته بشوند! اينها همه خوب است. شما مىتوانيد اين كار را بزودى بكنيد؟ شما مىتوانيد يكدفعه بياييد و همه ايران را كشاورزيش را درست كنيد و همه اين بيكارها كه در انگلستانش بيشتر است و در امريكايش بيشتر است- و آنهايى كه قبله گاه شما هستند نتوانستهاند حلش بكنند- شما مىتوانيد حلش بكنيد؟ اين گوى و اين ميدان، بفرماييد! لكن قضيه اين نيست؛ مسأله اين نيست. مسأله اين است كه نمىخواهند اين چيزها باشد.
يك دولتى كه اسلامى باشد و در وزارتخانهاش وقتى مىخواهند بنشينند با هم صحبت كنند، اول قرآن مىخوانند. آخر اين هم رسم شد، كه يك مملكتى قرآن بخواند! اين «مرتجعين»، «اين مرتجعين» در وزارتخانه قرآن مىخوانند! شما با اين چيزها بَديد.
نمىگويم اين دسته متدينش را. من آن دسته متدين را حالا هم عقيده بهشان دارم. در عين حالى كه آنها هم ضربه دارند مىزنند، لكن من آنها را على حدّه مىكنم. و از خدا مىخواهم كه اينها جدا بشوند از آن جمعيتها؛ جدا بشوند و وارد بشوند با ساير مردم.
شنا نكنند در مقابل سيل بر خلاف سيل، سيل خروشان، شنا نكنند. شما يك اشتباه بزرگى داريد و آن اين است كه خيال مىكنيد كه حالا در زمان محمد رضا اگر يك دو تا اعلاميه بر ضدش داديد، مردم به شما علاقه پيدا كردند، حالا هم اگر چنانچه يك اعلاميه به ضد مثلًا دولت بدهيد، مردم علاقه پيدا مىكنند! شما مقايسه اين دوتاتان غلط بوده است. من كه مىگويم ديد سياسى نداريد، براى اين است كه شما حالا براى اينكه خودتان را روى كار بياوريد- من مىدانم كه قضيه