صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٨ - زيادى عقل رجائى از علمش
نيست. پس قوانين بايد قوانين اسلامى باشد. شما آن را هم كه قبول نداريد! مىگوييد كه قصاص، اين قانون واضح اسلام، اين قانون ضرورى اسلام، اين قانونى كه قرآن به آن تصريح كرده است، اين قانونى كه مصلحت و امنيت كشور را تأمين مىكند، شما اين را يك قانون «غير انسانى» مىدانيد. شما از ريشههايتان خراب بوديد! ولى حالا من نظرم با اين جمعيتى است كه اينها را تأييد مىكنند. يك قدر اصلاح كنيد خودتان را آقا! چرا براى دنيا اين قدر دست و پا مىزنيد؟ انسان اين قدر براى دنيا دست و پا بزند كه يك جمعيتى كه قرآن را سبّ مىكنند و يك جمعيتى كه كمونيستها را دعوت مىكنند براى ضديت با اسلام، شما تأييدشان بكنيد. شما ناهى از منكر! مفسر قرآن! [١] خوب، بياييد در مقابل اينها بايستيد. در مقابل اينها بگوييد اين امرى كه گفتند اينها كفر است. اينكه كسى بگويد حكم خدا «غير انسانى» است، اسلام غير انسانى است، اين كافر است.
خوب، شما بياييد اين را بگوييد، فقط نهى از منكرتان اين است كه بعضى از علماى اسلام را شما هى تضعيف كنيد، بعضى از نهادهاى اسلامى را تضعيف كنيد. اين نهى از منكر همهاش خلاصه شده است در همين هر چه اعلاميه مىدهند آقايان و هر چه صحبت مىكنند و هرجا مىروند صحبت مىكنند، همّ و غمّشان اين است كه اين جمهورى اسلامى به درد نمىخورد! ما حتماً بايد يا در آغوش امريكا باشيم تا بتوانيم زندگى كنيم؛ يا در آغوش شوروى. و چون شوروى الحاد دارد و امريكا موحّد است! و خيلى صحيح است و خوب است، يا كمتر از او بد است، ما خوب است كه همراه اينها باشيم. اين چه فكرى است كه شماها داريد؟ چرا بايد اين طور باشيد؟
زيادى عقل رجائى از علمش
من بسيار متأسفم! من بسيار متأسفم! اينكه مرا به درد دل وادار مىكند، مقابله با اين جمعيت است. مقابله با آنى است كه حضرت امير را نگذاشتند كارهايش را انجام بدهد.
اگر اينها واقعاً اعتقاد به اسلام دارند و لازم مىدانند نهى از منكر كنند، كدام منكرى بالاتر
[١] اشاره است به آقاى مهدى بازرگان.