مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧ - شیطان
به اصل مطلب برگردیم: جهانبینی اسلامی برخلاف جهانبینی زردشتی و مانوی و مزدکی یک قطبی است. شیطان از نظر قرآن مصداق: الّذی احسن کلّ شیء خلقه [١] و همچنین مصداق: ربّنا الّذی اعطی کلّ شیء خلقه ثمّ هدی [٢] است.
وجود شیطان و شیطنت و اضلال او خود مبنی بر حکمت و مصلحتی است، و به موجب همان حکمت و مصلحت، شیطان شرّ نسبی است نه شرّ حقیقی و واقعی و مطلق.
از همه شگفتتر این است که بر حسب منطق قرآن، خدا خودش به شیطان، پست «اضلال» و «گمراه سازی» را اعطاء فرموده است. در اینباره قرآن کریم میفرماید:
و استفزز من استطعت منهم بصوتک و اجلب علیهم بخیلک و رجلک و شارکهم فی الاموال و الاولاد و عدهم و ما یعدهم الشیطان الّا غرورا [٣].
در اینجا، خدا شیطان را مخاطب ساخته به وی فرمان میدهد که:
«هر که را از فرزندان آدم میتوانی بلغزان، با سواره نظام و پیاده نظامت بر آنان بتاز، در ثروت و فرزند شریکشان شو و نویدشان ده؛ شیطان جز دروغ و فریب نویدشان نمیدهد.»
گوئی شیطان آمادگی خود را برای تحویل گرفتن پست اضلال، اعلام میدارد آنجا که میگوید:
فبما اغویتنی لاقعدنّ لهم صراطک المستقیم ثمّ لآتینّهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اکثرهم شاکرین [٤].
«به این سبب که مرا گمراه ساختی، بر سر راه ایشان خواهم نشست، آنگاه از پیشرو و از پشت سرشان، و از راست و از چپشان خواهم آمد و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت.»
[١]. سجده/ ٧[٢]. طه/ ٥٠[٣]. اسراء/ ٦٤[٤]. اعراف/ ١٦ و ١٧