مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠ - عدل چیست؟
این تبعیضها و تفاوتها و بدیها از نظر نظام کلّی عالم لازم و ضروری است.
شک نیست که از نظر نظام عالم، و از نظر تناسب ضروری در مجموعه ساختمان جهان، وجود آنچه هست ضروری است، ولی این مطلب جواب شبهه ظلم را نمیدهد.
بحث عدل به معنی تناسب، در مقابل بیتناسبی، از نظر کل و مجموع نظام عالم است؛ ولی بحث عدل در مقابل ظلم، از نظر هر فرد و هر جزء مجزّا از اجزاء دیگر است. در عدل به مفهوم اول، «مصلحت» کل مطرح است و در عدل به مفهوم دوم، مسأله حق فرد مطرح است. لهذا اشکال کننده برمیگردد و میگوید: من منکر اصل تناسب در کل جهان نیستم، ولی میگویم رعایت این تناسب، خواه ناخواه مستلزم برخی تبعیضها میگردد؛ آن تبعیضها از نظر کل، روا است و از نظر جزء، ناروا است.
عدل به معنی تناسب و توازن، از شؤون حکیم بودن و علیم بودن خداوند است.
خداوند علیم و حکیم به مقتضای علم شامل و حکمت عامّ خود میداند که برای ساختمان هر چیزی، از هر چیزی چه اندازه لازم و ضروری است و همان اندازه در آن قرار میدهد.
ب. معنی دوم عدل، تساوی و نفی هرگونه تبعیض است. گاهی که میگویند: فلانی عادل است، منظور این است که هیچگونه تفاوتی میان افراد قائل نمیشود. بنابر این، عدل یعنی مساوات.
این تعریف نیازمند به توضیح است. اگر مقصود این باشد که عدالت ایجاب میکند که هیچگونه استحقاقی رعایت نگردد و با همه چیز و همه کس به یک چشم نظر شود، این عدالت عین ظلم است. اگر اعطاء بالسّویه، عدل باشد، منع بالسویه هم عدل خواهد بود. جمله عامیانه معروف: «ظلم بالسویه عدل است» از چنین نظری پیدا شده است.
و اما اگر مقصود این باشد که عدالت یعنی رعایت تساوی در زمینه استحقاقهای متساوی، البته معنی درستی است؛ عدل، ایجاب میکند اینچنین مساواتی را، و اینچنین مساوات از لوازم عدل است؛ ولی در این صورت بازگشت این معنی به معنی سومی است که ذکر خواهد شد.
ج. رعایت حقوق افراد و عطا کردن به هر ذی حق، حق او را؛ و ظلم عبارت است از پامال کردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران. معنی حقیقی عدالت اجتماعی بشری، یعنی عدالتی که در قانون بشری باید رعایت شود و افراد بشر باید آن را محترم بشمارند همین معنی است. این عدالت متّکی بر دو چیز است:
یکی حقوق و اولویتها، یعنی افراد بشر نسبت به یکدیگر و در مقایسه با یکدیگر،