مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢ - عدل چیست؟
وجود یا کمال وجود دارد. بعداً خواهیم گفت که موجودات در نظام هستی از نظر قابلیتها و امکان فیض گیری از مبدأ هستی با یکدیگر متفاوتند؛ هر موجودی در هر مرتبهای هست از نظر قابلیت استفاضه، استحقاقی خاص به خود دارد. ذات مقدّس حق که کمال مطلق و خیر مطلق و فیاض علی الاطلاق است، به هر موجودی آنچه را که برای او ممکن است از وجود و کمال وجود، اعطا میکند و امساک نمینماید. عدل الهی در نظام تکوین، طبق این نظریه، یعنی هر موجودی، هر درجه از وجود و کمال وجود که استحقاق و امکان آن را دارد دریافت میکند. ظلم یعنی منع فیض و امساک جود از وجودی که استحقاق دارد.
از نظر حکمای الهی، صفت عدل آنچنانکه لایق ذات پروردگار است و بعنوان یک صفت کمال برای ذات احدیت اثبات میشود به این معنی است، و صفت ظلم که نقص است و از او سلب میگردد نیز به همین معنی است که اشاره شد.
حکما معتقدند که هیچ موجودی «بر خدا» حقی پیدا نمیکند که دادن آن حق «انجام وظیفه» و «اداء دین» شمرده شود و خداوند از آن جهت عادل شمرده شود که بدقت تمام، وظائف خود را در برابر دیگران انجام میدهد. عدل خداوند عین فضل و عین جود او است؛ یعنی عدل خداوند عبارت است از اینکه خداوند فضلش را از هیچ موجودی در هر حدی که امکان تفضّل برای آن موجود باشد، دریغ نمیدارد. و این است معنی سخن علی علیه السلام در خطبه ٢١٤ نهج البلاغه که میفرماید:
«حق یکطرفی نیست. هر کسی که بر عهده دیگری حقی پیدا میکند، دیگری هم بر عهده او حقی پیدا میکند. تنها ذات احدیت است که بر موجودات حق پیدا میکند و موجودات در برابر او وظیفه و مسؤولیت پیدا میکنند اما هیچ موجودی «بر او» حق پیدا نمیکند.»
اگر با این مقیاس که تنها مقیاس صحیح است بخواهیم بررسی کنیم، باید ببینیم در میان همه آن چیزهایی که «شر»، «تبعیض»، «ظلم» و غیره پنداشته شده است، آیا واقعا موجودی از موجودات، امکان وجود در نظام کلّ هستی داشته و وجود نیافته است؟ و یا امکان یک کمال وجودی در نظام کلی داشته و از او دریغ شده است؟ آیا به یک موجودی، چیزی داده شده که «نبایست» داده شود؟ یعنی آیا از ناحیه ذات حق بجای آنکه خیر و رحمت افاضه شود چیزی داده شده که نه خیر و رحمت بلکه شرّ و نقمت است، و نه کمال بلکه عین نقص است؟
صدر المتألّهین در جلد دوم «اسفار» ضمن بحث از «صور نوعیه» فصلی دارد