مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٨ - سنگر قهرمانی و پرخاشگری
پیامبران و پیشوایان دینی نشستند و مردم به غلط، اینها را که روحیهای بر ضدّ روحیه پیامبران و امامان و تربیت شدگان واقعی آنها داشتند- و اگر تشابهی درکار بود اندکی در قیافه و لباس بود- نماینده و مظهر و جانشین آنها دانستند.
بدیهی است که اینها مفاهیم دینی را آنچنان توجیه کرده و میکنند که تکلیفی برای خودشان ایجاد و ایجاب نکند و با عافیت طلبی کوچکترین تضاد و تصادمی نداشته باشد. دانسته و یا ندانسته مفاهیمی از دین را تغییر دادند و علیه خود دین به کار بردند.
در شیعه مفهوم معقول و خردمندانهای وجود دارد که هم قرآن آن را تأیید میکند و هم خرد، و آن مفهوم «تقیه» است. تقیه عبارت است از تاکتیک معقول به کار بردن در مبارزه برای حفظ بهتر و بیشتر نیروها. بدیهی است که هر فردی، چه از نظر جانش و چه از نظر امکانات اقتصادیاش و چه از نظر حیثیات اجتماعیاش، برای جبههای که در آن جبهه پیکار میکند یک نیرو است، یک سرمایه است. حدّاکثر کوشش برای حفظ این نیروها و سرمایهها باید به کار برده شود. چرا نیروها بیجهت هدر برود؟
چرا قدرتها بیجهت ضعیف گردد؟ باید جبهه هر چه بیشتر قوی و نیرومند بماند.
تقیه نوعی سپر به کار بردن است در مبارزه. این کلمه از مادّه «وقی» است که به معنی نگهداری است. وظیفه یک فرد مبارز در مبارزه تنها این نیست که حریف را بکوبد؛ خود نگهداری تا حدّ امکان نیز وظیفه مبارز است. تقیه یعنی هر چه بیشتر زدن و هر چه کمتر خوردن. به هر حال، تقیه تاکتیک معقول و خردمندانهای است در مبارزه.
ولی امروز میبینیم که این کلمه از مفهوم اصلی خود بکلّی تهی گشته و مفهوم ضدّ مبارزه به خود گرفته است. از نظر عافیت طلبان، تقیه یعنی از میدان به در رفتن و صحنه را به دشمن واگذار کردن، و در مقابل، به جرّ و بحث و هو و جنجال پرداختن.
امّا چگونه شد که مادّیین این سنگر را اشغال کردند؟ ممکن است گفته شود علّت اینکه مادّیین این سنگر را اشغال کردند، این بود که الهیون تخلیه کردند. ولی این گفته صحیح نیست؛ علّت دیگری درکار است.
در این جهت کلیسا بیش از همه مسؤول است. در غرب- همچنانکه قبلًا اشاره شد- از یک طرف مفاهیم نامعقولی درباره خدا و جهان دیگر و عیسی مسیح عرضه شد که افکار حرّ و آزاد و روشن نمیتوانستند بپذیرند. آنچه هم به عنوان حکمت الهی عرضه میشد که وابسته به کلیسا بود نیز همین طور؛ به اضافه اینکه نوعی ارتباط