مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٩ - سنگر قهرمانی و پرخاشگری
مصنوعی میان ایمان به خدا و مشروع شمردن استبدادها و اختناقها از یک طرف و میان بیخدایی و حقّ حاکمیت ملّی و پیکار در راه کسب حقوق، از طرف دیگر برقرار شد.
اینها موجب شد که برخی مصلحان اجتماعی و داعیه داران، برای اینکه خود را در راه مبارزات اجتماعی یکسره از این قیود آزاد کنند، از اساس منکر خدا و هر معنی و مفهومی که از فکر خدا منشعب شود گشتند و به سوی ماتریالیسم رو آوردند.
پیروان آنها که از نظر اجتماعی شیفته و فریفته آنها بودند، تدریجاً چنین فکر کردند که شاید اندیشه ماتریالیسم چنین معجزهای دارد و چنین افراد مبارز و پرخاشگری به وجود میآورد، و حال آنکه آن افراد از ماتریالیسم نیرو نگرفته بودند، بلکه این ماتریالیسم بود که از این افراد نیرو گرفت و اعتبار و حیثیت کسب کرد. علّت گرایش آن افراد به ماتریالیسم محاسن ماتریالیسم نبود، بلکه مفاسدی بود که در دستگاههای به اصطلاح مذهبی از جنبههای فکری، اخلاقی، علمی و اجتماعی پدید آمده بود.
الان میبینیم که نوعی ارتباط تصنّعی میان سوسیالیسم- که مربوط است به وضع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی اجتماع- و میان ماتریالیسم در نظر برخی کوته نظران موجود است و حال اینکه هیچ ارتباطی نیست. در حقیقت، به مقدار زیادی در عصر حاضر ماتریالیسم به واسطه پیوند دروغینی که با سوسیالیسم پیدا کرده است، حیثیت و اعتبار یافته است.
البتّه نمیخواهیم مبالغه کرده باشیم؛ نمیخواهیم ادّعا کنیم که در حال حاضر ماتریالیسم توانسته است تمام سنگرهای انقلاب و نوجویی و نوسازی و پرخاشگری را از دست الهیون بگیرد. مخصوصاً در جهان اسلام این کلّیت به هیچ وجه صادق نیست. تاریخ نیم قرن اخیر مبارزات ضدّ استعماری در سرزمینهای اسلامی بهترین شاهد مدّعاست و پیش بینی میشود که مسلمانان بیدار دل تدریجا این سنگر را که بحقّ مال خودشان است تصاحب کنند. حتّی گفته میشود آنچه در جنوب شرقی آسیا میگذرد که اعجاب جهانیان را برانگیخته است، برخلاف برخی تبلیغات، با نوعی معنویت و جنبههای ضدّ ماتریالیستی توأم است. ولی انکار هم نباید بکنیم که در گذشته نزدیک، چنین بوده است و هنوز هم صاحب اصلی این سنگرها همان بیخداها قلمداد میشوند.