مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٦ - مفهوم آفرینش
آن عامل نیز به نوبه خود همین طور الی غیر النهایة، از کدام تجربه به دست آمده است؟
ثالثاً خلقت از عدم به تجربه ممتنع است یعنی چه؟ مگر ضرورت و امتناع، جزء امور تجربی هستند؟ آیا امتناع یا ضرورت، یک پدیده و یک حالت مادّی است که قابل تجربه و احساس باشد؟ حدّاکثر این است که تاکنون خلقت از عدم مشاهده نشده باشد، امّا اینکه امتناعش با تجربه ثابت شده باشد یعنی چه؟
رابعاً چه فرقی هست میان علّیت و معلولیتی که علّت خود معلول علّتی دیگر باشد، با علّیت و معلولیتی که علّت معلول علّتی دیگر نباشد، که اوّلی خلقت از عدم نیست و دوّمی خلقت از عدم است؟ در هر دو مورد، وجودی وابسته به وجود دیگر و ناشی از وجود دیگر است. اگر خلقت از عدم صورت گرفته، در هر دو حالت صورت گرفته و اگر صورت نگرفته، در هیچ حال صورت نگرفته است.
خامساً طبق گفته این فیلسوف، فیزیک جدید به هر حال قانون علّیت را نقض شده اعلام کرده است، زیرا این فیزیک الزام میکند که برای جهان نقطه آغاز قائل شویم و دو فرض هم بیشتر برای آغاز جهان وجود ندارد و هر دو فرض هم به یک قوّه، قانون علّیت را نقض میکنند.
پس باید بپذیریم تمام استنباطهای ما درباره طبیعت و جهان نقش بر آب است، زیرا قبلًا خود جناب راسل پذیرفت که همه استنباط ما از جریان طبیعت بر اصل علّیت استوار است، و اگر طبیعت تحت لگام قانون نباشد، مجموع چنین استنباطی نقش بر آب خواهد بود.
طبیعت هستی یا محکوم قانون علّیت هست و یا نیست؛ اگر هست، پیدایشش هم باید تابع قانون علّیت باشد و اگر نیست، امکان ندارد که طبیعت، بیلگام پدید آمده و بعد این لگام به دهنش زده شود.
ما در اینجا سخن راسل را به خودش برمیگردانیم. وی میگوید:
«شاید اصل علّیت روا یا ناروا باشد ولی کسی که فرض ناروایی آن را میپسندد، از فهم نتایج مترتّب بر نظریه خویش ناتوان است. این شخص معمولًا آن دسته از قوانین علّیت را که مورد پسند خود مییابد، از تعرّض مصون میپندارد. مثلًا شک نمیکند که خوراکی که میل میکند، موجب سیری و رشد او خواهد شد، یا تا وقتی که وجه کافی در حساب بانکی خود دارد چکهایش قابل پرداخت خواهد بود، لکن