مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٧ - مقدّمه ماتریالیسم در ایران
اجرای تاکتیکها، حکمفرما باشد ... دیدگاه باز کادر رهبری حزب توحیدی نه تنها لازمه ایمان به غیب [١] را برپای داشتن این پیوند و رابطه و مستحکمتر ساختن هر چه بیشتر آن میداند، بلکه میخواهد این رابطه از سطح عناصر انقلابی مؤمن نسبت به یکدیگر برتر آمده و در سطح آفرینش در رابطه خداوند و همه قوای وجود مطرح گردد و به صورت نماز، صورت خارجی یابد.»
اوّلًا در کدام لغت و کدام تاریخ، نماز (صلوة) به معنی پیوستگی میان اعضای یک حزب یا پیوستگی به طور مطلق آمده است؟ ثانیاً مگر قرآن پیوستگی میان اهل ایمان (حزب اللّه) را صریحاً توصیه و تأکید نکرده است؟:«و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا و لا تفرّقوا» [٢] (همه با یکدیگر به ریسمان الهی چنگ بزنید و از یکدیگر جدا مباشید). اکنون چه ضرورتی هست که هر جا نام «صلوة» آمده آن را به معنی پیوستگی عناصر انقلابی بگیریم و نماز معهود را به عنوان صورت عینی این پیوستگی در رابطه با کلّ هستی به حساب آوریم؟ ثالثاً اینکه میگویید «به روزگار غیب انقلاب، باید بین عناصر انقلابی نوعی پیوستگی ... باشد» مفهومش این است که در روزگار شهادت انقلاب، دستور «اقیموا الصّلوة» [٣] بلا موضوع است، همچنانکه نظیر این را در مورد جمله «و ممّا رزقناهم ینفقون» گفتهاید. آیا مسلمانان صدر اسلام در دوره مدینه، که دوره به اصطلاح شهادت انقلاب بود، دستور «اقیموا الصّلوة» و دستور «و ممّا رزقناهم ینفقون» را اجرا نمیکردند؟!
از شما میپرسم آیا از نظر قرآن، پیوستگی عناصر مؤمن، مولود و تابع وابستگی انسان با خداست یا وابستگی انسان با خدا تابع و مولود و مظهر وابستگی عناصر مؤمن انقلابی است؟ آیا نماز معهود مسلمانان صورت خارجی پیوستگی مؤمنان است یا پیوستگی مؤمنان در حکم صورت اجتماعی پیوستگی مؤمنان با خداست؟
شما خلود و جاودانگی را که در قرآن آمده است، همان گونه تفسیر میکنید که فلاسفه مادّی تفسیر کرده و میکنند، که خلاصهاش این است که اگر فرد در طریق تکامل جامعه فانی گردد، جاودان میگردد، زیرا راه جاودان است و تکامل جاودان است، هر چند فرد فانی است.
[١]. غیب انقلاب.[٢]. آل عمران/ ١٠٣.[٣]. حجّ/ ٧٨.