مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٣ - مقدّمه ماتریالیسم در ایران
شما حتّی اطّلاع از تاریخ صدر اسلام و شأن نزول آیات را هم لازم نشمرده و زحمت یک بررسی مختصر تاریخ اسلام را هم به خود ندادهاید و آنگاه به تفسیر قرآن و تدوین ایدئولوژی اسلامی دست زدهاید. شما آنجا که میخواهید دو قطبی شدن جامعه اسلامی را بلافاصله بعد از پیغمبر توجیه کنید و خانه فاطمه را مرکز محرومان و کسانی که دستشان به اصطلاح به دم گاوی بند نبوده معرّفی کنید و به گرایشهای شیعیان از قبیل ابو ذر و مقداد و بلال جنبه مادّی و طبقاتی بدهید، درباره خانه فاطمه (علیها السّلام) و مظلومیت اهل این خانه و به آتش کشیده شدن آن خانه داد سخن میدهید، آنگاه میگویید:
«در همان حال [که خانه فاطمه (علیها السّلام) به آتش کشیده میشود] در خانه روحانی بزرگ و یهودی منافق «عبد اللّه بن ابی» که مدّتها بر ضدّ انقلاب میجنگید و اکنون وارد انقلاب شده و جبهه خارجی را مبدّل به جبهه داخلی کرده و بالاتر آنکه مفسّر قرآن هم شده و حتّی پس از گذشتن هزار و چهار صد سال هم میبینیم که نبوغ تفسیری عدّهای از مفسّرین ما هم مرهون تجزیه و تحلیلها و برداشتها و اقوال همین مفسّر شهیر است و البتّه از موقعیت خاصّی هم برخوردار است- چه از قدما میباشد- هر روز صدها نفر در پای کرسی تفسیر او حاضر میشوند.»
عبد اللّه بن ابی همان منافق مشهور است که از اشراف مدینه بود و موقعیت مهمّی داشت و به واسطه اسلام متزلزل شد و تا چند سال بعد از ورود رسول خدا زنده بود و در حیات رسول خدا مرد و آیه نازل شد: «بر اینان نماز مگزار و استغفار توهم برای آنها مفید فایدهای نیست».
عبد اللّه بن ابی هیچ وقت با پیغمبر نجنگید که جبهه خارجی را تبدیل به جبهه داخلی کند؛ از اوّل در جبهه داخلی اخلال میکرده است. عبد اللّه بن ابی به هیچ وجه روحانی نبوده و هرگز یک آیه هم از قرآن تفسیر نکرده و در هیچ تفسیری هم از او به عنوان مفسّر نامی برده نشده و همه مفسّران بالاجماع او را منافقی بزرگ میدانند. او اساساً بعد از رسول خدا زنده نبود که در خانه او صدها نفر برای تفسیر شرکت کنند.
آیا اینها نشانه کمال بیاطّلاعی شما از تاریخ اسلام نیست؟
شما در پاورقی همین قسمت، از واقعه «یمامه»- که در حدود یک سال بعد از پیغمبر رخ داد و نبردی سهمگین میان مسلمانان و پیروان مسیلمه کذّاب واقع شد- نام