مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٩ - مقدّمه ماتریالیسم در ایران
دین» چنین نقل میکند:
«مکتب مارکس همانا مکتب مادّیگرایی است. از این لحاظ، به همان اندازه مادّیگرایی انسیکلوپدیستها با مادّیگرایی فویرباخ با دین عناد دارد ... لکن مادّیگرایی جدلی [١] نسبت به کاربرد فلسفه در زمینههای تاریخ و علوم اجتماعی از انسیکلوپدیستها یا فویر باخ بسیار دورتر میرود: بایستی دین را براندازیم. این الفبای هر نوع مادّیگرایی و لذا الفبای مارکس میباشد. امّا ... مکتب مارکس دورتر میرود: باید دانست چگونه با دین مبارزه کرد؟ و برای این کار، باید منابع ایمان و دین تودهها را با مفاهیم مادّیگرا توضیح داد.» [٢]
این تعبیر مارکس شامل مفهوم دیگری نیز میتواند باشد و آن اینکه تاریخ را به طور کلّی به گونه مادّی برای توده تفسیر نمایند. خاستگاه مادّی گرایشها و از آن جمله گرایشهای مذهبی را به توده تفهیم کنید تا بفهمد مذهب ریشه طبقاتیاش کجاست و از کجا به او تحمیل شده است. توده هنگامی که فهمید همه پدیدههای اجتماعی ریشه مادّی طبقاتی دارد، خودبخود پیوند خویش را با مذهب قطع میکند.
ماتریالیسم در شکل جدید که کمتر از نیم قرن است در ایران برای خود جای پایی پیدا کرده است، در ابتدا نه منطق الهیون را در سطحی که بعد با آن مواجه شد پیش بینی میکرد و نه مذهب را در میان عموم طبقات و بالاخص تودهها این اندازه ریشهدار میدانست. میپنداشت به سادگی میتواند حریف را، هم از میدان منطق و استدلال و هم از صحنه اجتماع خارج سازد. امّا در عمل این حساب غلط از آب درآمد. اکنون که نه از راه منطق و استدلال و نه از راه به اصطلاح وارد کردن خودآگاهی طبقاتی در اندیشه تودهها طرفی نبسته و عملًا قویترین و با نفوذترین نیروها را در میان عموم طبقات، و بالخصوص طبقه محروم و ستم کشیده، نیروی مذهب تشخیص داده، به این فکر افتاده که از خود مذهب علیه مذهب استفاده کند.
مطالعه نوشتههای به اصطلاح تفسیری که در یکی دو سالا خیر منتشر شده و میشود، تردیدی باقی نمیگذارد که توطئه عظیمی درکار است. در اینکه چنین توطئهای از طرف ضدّ مذهبها برای کوبیدن مذهب درکار است، من تردید ندارم، آنچه
[١]. ماتریالیسم دیالکتیک.[٢]. ص ٢٨٤، ضمیمه چهاردهم.