مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٣ - حقیقت ممکن
جهت موجب سلب این امکان نمیگردد؛ یعنی در عین اینکه یکی بالخصوص انتخاب میشود، امکان اینکه انتخاب نشود و به اصطلاح امکان استعدادی انتخاب نسخه مخالف، موجود و محفوظ بوده است.
پس سرنوشتهای گوناگون درکار است و این سرنوشتها میتوانند جانشین یکدیگر بشوند؛ جانشین شدن آنها نیز به حکم سرنوشت است. علیهذا اگر کسی بیمار بشود و دوا بخورد و نجات پیدا کند، به موجب سرنوشت و قضا و قدر است و اگر دوا نخورد و رنجور بماند و یا دوای زیان بخش بخورد و بمیرد، باز به موجب سرنوشت و قضا و قدر است و اگر هم از محیط بیماری دوری گزیند و مصون بماند، باز به حکم سرنوشت و قضا و قدر است. بالاخره هر چه بکند، نوعی سرنوشت و قضا و قدر است و از حوزه قضا و قدر نمیتواند بیرون باشد. مولوی میگوید:
همچنین تأویل قد جفّ القلم | بهر تحریض است بر شغل امم | |
پس قلم بنوشت که هر کار را | لایق آن هست تأثیر و جزا | |
کژ روی، جفّ القلم، کژ آیدت | راستی آری، سعادت زایدت | |
چون بدزدد، دست شد، جفّ القلم | خورده باده، مست شد، جفّ القلم | |
ظلم آری، مدبری، جفّ القلم | عدل آری، برخوری، جفّ القلم | |
تو روا داری روا باشد که حقّ | همچو معزول آید از حکم سبق؟! | |
که ز دست من برون رفته است کار | پیش من چندین میا چندین مزار | |
بلکه آن معنی بود جفّ القلم | نیست یکسان نزد او عدل و ستم | |