مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩١ - حقیقت ممکن
اختصاص دهند.
ما در اینجا نمیتوانیم تفصیلًا وارد این مبحث عالی فلسفی بشویم و درست مطلب را آنچنان که هست روشن کنیم. در اینجا همین قدر اشاره کرده، میگوییم مسأله «بداء» ریشه قرآنی دارد و از لطیفترین حقایق فلسفی است. در میان فلاسفه شیعه نیز جز بعضی که در قرآن زیاد تدبّر میکردهاند و از آثار و کلمات پیشوایان شیعه مخصوصاً کلمات امام اوّل امیر المؤمنین علی (علیه السّلام) استفاده میکردهاند، کسی دیگر به غور این مطلب نرسیده است.
البتّه در چنین مسألهای تنها به تصوّر عامیانه عوام النّاس که از پیش خود فرض احمقانهای به نام «بداء» میسازند و سپس به مصداق «خود میکشی و خود تعزیه میخوانی» آن ساخته و پرداخته خیال خود را مورد ایراد و انتقاد قرار میدهند، نباید قناعت کرد.
به هر حال، در این رساله مختصر نمیتوانیم وارد آن مبحث عالی بشویم. در اینجا کافی است مسأله دو گانگی قضا و قدر و قابلیت تغییر سرنوشت را صرفاً از جنبه عینی و علّیت عمومی مورد بحث قرار دهیم و ببینیم آیا از این نظر برخی قضا و قدرها حتمی و تخلّف ناپذیر و بعضی دیگر غیر حتمی و تغییر پذیر است؟ و اگر اینچنین است چگونه میتوان توضیح داد؟
موجودات جهان بر دو قسماند: برخی از آنها امکان بیشتر از یک نوع خاص از وجود در آنها نیست مانند مجرّدات علوی؛ برخی دیگر این طور نیستند؛ امکان بیش از یک نوع خاص از وجود در آنها هست و آنها مادّیات میباشند. موجودات مادّی آنها هستند که از یک مادّه خاص به وجود میآیند و زمینه به وجود آمدن موجودات دیگر میباشند، مانند همه موجوداتی که محسوس و ملموس ما میباشند. مادّه طبیعی، نقش پذیر صورتهای مختلف است؛ مادّه طبیعی استعداد تکامل دارد؛ مادّه طبیعی از بعضی عوامل طبیعت قوّت و نیرو میگیرد و از بعضی دیگر نقصان پیدا میکند و یا راه فنا و زوال میگیرد؛ مادّه طبیعی استعداد دارد که با علل و عوامل مختلف مواجه شود و قهرا تحت تأثیر هر کدام از آنها یک حالت و کیفیت و اثری پیدا کند مخالف با حالت و کیفیت و اثری که از آن دیگری میتوانست پیدا کند. یک تخم که در زمین کاشته