گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٢١ - ٤ متفکران معاصر
لازمِ توحيد اجتماعي است. توحيد نظري مربوط به شناخت خداوند است؛ براي انسان في حد ذاته هيچ ضروري نيست که خدا را بشناسد يا نشناسد...؛ ولي نظر به اين که کمال انسان در توحيد اجتماعي است و اين امر بدون توحيد نظري و توحيد عملي فردي ميسر نيست؛ خداوند معرفت خود و پرستش خود را فرض کرده است، تا توحيد اجتماعي محقق گردد.
٣. هدف اصلي، شناختن خدا و نزديک شدن و رسيدن به اوست. توحيد اجتماعي مقدمه و وسيلهي وصول به هدف عالي است؛ زيرا کمال انسان در رفتن به سوي او نزديک شدن به اوست. ارزشهاي اجتماعي و اخلاقي (مثل: عدل، آزادي، مساوات، جود، عفو، محبت و انسان) شرط وصول به کمالاند و ارزش ذاتي ندارند.
٤. نظريهي چهارم اين است که غايت انسان و کمال انسان، بلکه غايت و کمال واقعي هر موجودي، در حرکت به سوي خدا خلاصه ميشود و بس؛ و هدف ثانوي براي انبيا شرک است و هدف نهايي آنها را فلاح دنيوي دانستن نيز ماده پرستي است؛ ولي بر خلاف نظريهي سوم، ارزشهاي اجتماعي و اخلاقي، با اين که مقدمه و وسيلهي وصول به ارزش اصيل و يگانهي انسان، يعني خداشناسي و خداپرستي است، فاقد ارزش ذاتي نيستند. توضيح اين که رابطهي مقدمه و ذي المقدمه دو گونه است: در يک گونه تنها ارزش مقدمه اين است که به ذي المقدمه ميرساند و پس از رسيدن به آن، وجود و عدمش علي السويه است؛ مانند سنگي که مقدمهي عبور از نهر است. گونهي ديگر اين است که مقدمه در عين اين که وسيلهي عبور به ذي المقدمه است، ولي پس از وصول به آن، وجودش همچنان ضرورت دارد؛ مانند معلومات کلاس اول که مقدمهي کلاس دوم است، ولي بعد از وصول به نتيجه باز به آنها نياز وجود دارد. ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي نسبت به معرفت حق و پرستش حق از نوع دوم است. چنين نيست که اگر انسان به معرفت کامل حق و پرستش حق رسيد وجود و عدم راستي، درستي، عدل، کرم، احسان، خيرخواهي، جود و عفو علي السويه است. [١]
نکتهي مفيدي که در روششناسي مسئلهي انتظار بشر از دين و قلمرو دين از عبارات استاد استفاده ميشود اين است که ايشان هم از آيات قرآني و درون متون ديني و هم از
[١] همان، ص ٣٠- ٤٣.