گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٤٣ - کليات
گفتار اول
کليات
تاريخ همواره نقش و تاثير مهم دين را در عرصههاي مختلف فردي، اجتماعي، مادي و معنوي حيات بشري نشان ميدهد. فلسفهي حضور دين در عرصهي حيات بشري، رساندن انسانها به سعادت دنيوي و اخروي بوده است. دعوت به توحيد و رهايي از اسارت و بندگي بيگانگان، که از مهمترين اهداف بعثت انبياست، نه تنها در سعادت اخروي انسان موثر است که در چگونگي زندگي دنيوي نيز تاثير فراواني دارد. پرسش چگونگي ارتباط دين و دنيا و نقش کارکردگرايانه و ساختارگرايانهي دين بر نهادهاي گوناگون دنيا، پرسشي است که با پيدايش عصر رنسانس در مغرب زمين زاييده شده و به خاطر ارتباط فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، و ... مردم مشرق زمين با آن ديار، اين آهنگ در اين سامان نيز نواخته شد. اين واکنش در حدود سه سده است که دامن جامعهي ايران را آلوده ساخته و عدهاي را به نفي، محدود ساختن، حداقلي شمردن، و يا در حاشيه راندن دين از صحنهي جامعه واداشته است. عوامل و دلايل معرفتشناختي، جامعهشناختي، فرهنگي و دهها عامل ديگر در پذيرش انديشهي جداانگاري دين از دنيا موثر بوده است.
براي روشن ساختن اين مسالهي کلامي و جامعهشناختي، تعريف دنيا و دين و هم چنين تعريف دقيق سکولاريسم و جداانگاري دين و دنيا و نيز علل و عوامل شکلگيري سکولاريسم در مغرب زمين و ايران و در نهايت، نگاه درون متون ديني به ارتباط دين و دنيا ضروري به نظر ميرسد.