گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٩٦ - چالشهاي سکولاريزم
ديني فرو رفته بودند. اين دسته نه درد عقبماندگي مسلمين را احساس ميکردند و نه به درمان اين معضل ميانديشيدند. متاسفانه اکنون نيز گروه وسيعي از متدينان در دنياي اسلام در اين دسته جاي دارند و شايد مهمترين عامل انحطاط مسلمين، حضور اين گروه در جوامع اسلامي باشد. برخي از نويسندگان علاوه بر طرفداري از تفکر سکولاريزم و انتقال دين از ساحت قدسي به ساحت عرفي، فقه شيعه را مهمترين منشا پيدايش فرايند سکولاريزم معرفي کردهاند. [١]
مولف مقالهي «فرايند عرفي شدن فقه شيعه»، ضمن بيان تفکيک ارزشهاي قدسي و ارزشهاي عرفي از ديدگاه اميل دورکيم و معرفي دين به عنوان مهمترين منبع ارزشهاي قدسي، به رشد روند عرفي شدن جوامع اشاره ميکند. وي قدسيزدايي (desacraliztion) يا افول نقش مذهب در معنا بخشي به سپهر اجتماعي و افتراقيابي ساختاري نهادهاي ديني و نهادهاي جامعهي عرفي و گذر تدريجي ادراک و رفتار ديني به سمت قلمرو عرفي از عوامل سکولاريزم ميشمارد. وي شهرنشيني، گسترش بازار، صنعتي شدن، گسترش ارتباطات، تمرکز قدرت سياسي و پيدايش دولت ملي و پيدايش و گسترش نظم اقتصادي در عرصهي بين المللي را نيروهاي عرفيکننده معرفي ميکند. از ديدگاه اين نويسنده، نهاد دين در اعصار گذشته داراي کارکردهاي گوناگون بوده و امروزه به علت پيچيده شدن مناسبات زندگي اجتماعي و تخصيص نقشها، وظايف خود را واگذار کرده است؛ و دولت با ملت، به عنوان يک کليت اجتماعي، منشا اعتباريات حقوقي ميشود و ثقل اين اعتباريات از کليسا به دولت منتقل ميگردد و کليسا تنها به تنظيم رابطهي انسان و خدا ميپردازد و امور مربوط به حقوق متقابل افراد با يکديگر جنبهي قراردادي (conventional) پيدا کرده، دولت ضامن اصلي اين قراردادها ميشود.
مولف مقالهي «فرايند عرفي شدن فقه شيعه» نمونههايي از مباني فقهي و اصولي شيعه را به عنوان مکانيزمهاي درونديني جداانگاري دين و دنيا معرفي ميکند. در اين بخش از نوشتار، به نقد و بررسي اين مکانيزمها ميپردازيم: [٢]
[١] کيان، ش ٢٤، مقاله فرايند عرفي شدن فقه شيعه، و نيز ر. ک: مدارا و مديريت، ص ٦١١ به بعد.
[٢] در اين بخش از نوشتار از: حسن رحيمپور ازغدي مقالهي «عرف و مصلحت در ترازوي حکومت» اسلامي، استفاده شده است.