گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٣٢٣ - ١-٤ انسانشناسي در مکتب اقتصاد اسلامي
الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُوْمِنِينَ وَلکِنَّ الْمُنَافِقِينَ لاَ يعْلَمُونَ [١]؛ عزت مخصوص خدا و رسول او و مومنان است، اما منافقان اين را نميدانند. مَن کَانَ يرِيدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِيعاً [٢]؛ هر کس عزت بخواهد بايد از خدا بخواهد، چرا که تمامي عزتها از آن خداست. بر همين اساس پيامبر اسلام (ص) در روايتي توصيه ميکند: حوائج و نيازهاي خود را با عزت نفس طلب نماييد. [٣] اسلام جامعهاي را عزيز و مستقل ميداند که زيردست بيگانگان و مستعمرهي آنان نباشد؛ و از آن جا که در دنياي کنوني همهي امور بر محور علم ميچرخد و حيات بشري با دانش و تکنولوژي گره خورده است و مشکلات و پيچيدگيها بدون کليد علم و تکنيک گشوده نميشوند، پس براي تحقق بخشيدن به نظام اقتصاد اسلامي مطابق با اهداف آن در جامعه، برنامهريزي اقتصادي و خودکفايي کشور براي توسعه بخشيدن به تمام ابعاد زندگي، اعم از اقتصادي، سياسي، نظامي و .. امري ضروري است، تا از طريق، نيازهاي جامعه را در سطح محصولات حياتي و استراتژيکي به صورت مطلوبي برطرف سازيم و در روابط سياسي و اقتصادي با بيگانگان از موضع قدرت برخوردار باشيم و اين خواستهها تحقق نمييابد، مگر آن که به فکر عزت جامعهي اسلامي و ميزان ايمان و تقواي اکثريت افراد آن و اتحاد و همبستگي و پيشرفت علم و تکنولوژي باشيم.
٤. اصول و بنيادهاي اقتصاد اسلامي
مکتب اقتصاد اسلامي نه تنها در هدف، بلکه به لحاظ برخي اصول و بنيادها از ساير مکاتب جدا ميشود. اين اصول و مباني در حوزهي هستيشناسي، انسانشناسي و مفاهيم اقتصادي، از جمله: مالکيت، آزادي اقتصادي، عدالت اجتماعي و غيره قابل طرحاند.
١-٤. انسانشناسي در مکتب اقتصاد اسلامي
تمام مکاتب به نحوي به مطالعهي انسان پرداخته و هر يک از آنها تفسيري از اين پديده
[١] منافقون: ٨
[٢] فاطر: ١٠
[٣] نهج الفصاحه