گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٣٧٦ - ١ تعريف مديريت
نمودهاند که از رويکردها و ره يافتهاي متفاوت ناشي شده اند. به پارهاي از اين تعريف ها اشاره مي کنيم:
فرايندي که در آن، مدير از طريق کوشش ديگران کار را به انجام مي رساند. [١]
انحام عمليات براي حصول به هدف يا هدفهاي از پيش تعيين شده، از طريق هدايت و تلفيق و مساعي افراد. [٢]
استفادهي مناسب از منابع و امکانات موجود به منظور نيل به اهداف معين . [٣]
علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن و رهبري و کنترل فعاليتهاي گروهي، به منظور حصول به هدف يا هدفهاي مشترک خاص. [٤]
تامين حداکثر نتايج با حداقل مساعي، به نحوي که حداکثر رفاه و رضايت خاطر را هم براي کارکنان و هم براي کارفرمايان فراهم کند و بهترين خدمات و يا مرغوب ترين کالاها را به مشتريان و يا عموم مردم ارائه دهد. [٥]
کوتينر در کتاب مديريت: فرايندي براي حل مسائل مي نويسد: مديريت عبارت است از فرايندي براي حل مسائل مربوط به تامين هدفهاي سازماني به نحو مطلوب، از طريق استفاده موثر و کارآمد از منابع کمياب، در يک محيط در حال تغيير. عناصر تشکيل دهندهي اين تعريف عبارت اند از: فرايندي براي حل مسائل به عنوان مهم ترين وظيفهي مديران، هدف هاي سازماني، کارايي، منابع کم ياب از قبيل زمان، افراد، سرمايه و مواد اوليه، محيط در حال تغيير. [٦]
فردريک ونيلوتيلور در کتاب اصول مديريت علمي به تبيين مديريت علمي و تفاوت آن با مديريت سنتي پرداخته، مي نويسد: مديريت علمي به دنبال نشان دادن روشي براي بالا بردن کارايي ملي است. چه بسيار زيانهاي بزرگي که به دليل ناکارايي بر کشور وارد مي آيد و درمان اين ناکارايي در مديريت علمي نهفته است، نه در جست و جوي مردان
[١] اصول مديريت و رفتار سازماني، ترجمه و تاليف دکتر منوچهر حاضر و امير عابديني راد، ص ٧
[٢] سازمان و مديريت از تئوري تا عمل، ص ٢٠
[٣] همان، ص ٢٠
[٤] همان، ص ٢٠
[٥] همان، ص ٢١
[٦] همان، ص ١٨-٢٠