گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٥٩ - ٤ عوامل و دلايل پيدايش سکولاريسم و سکولاريزاسيون در مغرب زمين
سهيم باشد، حداقل فعّاليتش ارائهي پارهاي از قوانين حکومتي و اجتماعي است.
آيين مسيحيت نه تنها در درون کتاب (عهد جديد)، فاقد قوانين اجتماعي و حکومتي است، بلکه پيشوايان مسيحي، تنها تا نيمهي قرن اول ميلادي به شريعت تورات پايبند بودند و از آن تاريخ به بعد قوانين عهد عتيق را منسوخ تلقي کردند. درسال پنجاه ميلادي، شوراي مسيحيان اورشليم مرکب از يعقوب، يونس، برنابا و غيره، به نسخ شريعت موسي (ع) فتوا دادند؛ بدين ترتيب، ربا، شراب، گوشت خوک و غيره حلال گرديد و تنها زنا و خوردن حيوانات خفه شده و خون و ذبيحهي بتها را حرام شمردند. [١]
ميلر، مورخ معاصر، در اين باره مينويسد:
خداوند مسيح، شريعتي چون شريعت موسي (ع) که در هر جزئي نيز تکليفي از براي ما معين کند، برقرار نفرموده، و قوانيني از براي تقسيم ارث و عقوبت مجرمان يا امور ديگر سياسي که به مقتضيات هر دوره تغييرپذير است، وضع ننموده است. [٢]
و نيز مينويسد: شريعت حضرت موسي هم سياسي بود و هم روحاني، ولي اصول عيسي مسيح فقط روحاني است. مسيح ابداً نميخواست که تشکيل حکومت دهد. «يهوديان زمان او ميخواستند که مسيح هم مانند داود تشکيل حکومت ملي بدهد، ولي مسيح اين تقاضا را رد نموده، سلطنت بر يک جمعيت روحاني و جامع، يعني کليساي عام را بر تشکيل حکومت ترجيح ميداد. [٣]
٢- ٤. جزميت گرايي افراطي آباي کليساي قرون وسطي، اقتدار حکومتي الهيات گرايي مطلق (تئولوژيسم [٤] ) که از خصيصههاي تفکر فلسفي مغرب زمين در آن دوران به شمار ميرود، سبب شد که نه تنها متافيزيک و فلسلفه، که همهي علوم و فنون، رنگ الهياتي بيابند و به طور مطلق، فلسفهي اسکولاسيتک که برگرفته از انديشههاي فيلسوفان يونان باستان، خصوصاً افلاطون و ارسطو بود، به اندازهي وحي الهي و کتاب
[١] ر. ک: محمود راميار، بخشي از نبوت اسرائيلي و مسيحي، ص ١٩٦.
[٢] و. م. ميلر، تاريخ کليساي قديم در امپراطوري روم و ايران، ص ٢٩.
[٣] همان، صص ٤٠- ٤١.