گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٦٦ - ٥ بنيادهاي تئوريک سکولاريسم
٥. بنيادهاي تئوريک سکولاريسم
سکولاريسم در غرب فقط زاييدهي افکار بدانديشان و دينستيزان نبود؛ گر چه آنها نيز در سرعت بخشيدن به آن فرايند موثر بودند و خاستگاهها و مباني و بنيادهاي نظري مهمي نيز در قوام و استمرار انديشهي جداانگاري دين از دنيا وجود داشت؛ خاستگاهها و پيشفرضهاي انسانشناسانه، معرفت شناسانه و دين شناسانه که سکولاريسم را در نهايت به مثابه يک ايدئولوژي در عصر مدرنيته درآورده است که به عنوان نمونه ميتوان از انسانمحوري اي اومانيسم، عقل گرايي، علم مداري، آزادي و تساهل و تسامح نام برد؛ به عبارت ديگر، علاوه بر بنيادهاي اجتماعي و عوامل جامعهشناختي سکولاريزم (از جمله: تعاليم انجيل و مسيحيت مبني بر تقسيم کار ميان خدا و قيصر، برخوردهاي نادرست کليسا با نوآوريهاي علمي، تعارضهاي ميان علم و دين مسيحيت و ناتواني کليسا در رفع اين چالشها، تبديل دين از عنصر محبت و هدايت به مقولهاي مملو از خشونت و عصبيت و در نهايت، اصلاح ديني به وسيلهي لوتر و کالون) بايد به بنيادهاي نظري و فکري اين فرايند نيز توجه داشت؛ بنابراين، سکولاريزاسيون روندي است که از درگيري کليسا با دولت و جامعه ظهور کرد و با بسط علم جديد و تحولات فکري نوين و چالشهاي ميان دين مسيحيت و علوم تجربي گسترش يافت؛ به همين دليل، فهم صحيح سکولاريسم، نه به کمک فرهنگنامهها، بل به مدد شناخت مباني معرفتي و اجتماعي ميسّر است.
متفکران و مدافعان سکولاريسم، مباني فکري و تئوريک جداانگاري دين از دنيا را به اموري اختصاص دادهاند که بايد به بررسي و تفصيل آنها پرداخت. علمگرايي و عقلانيت از مهمترين بنيادهاي اين فرايند شمرده شده، به گونهاي که نويسندگان عرب، با توجه به اين دو عنصر، کلمهي «العلمانيه» را به عنوان ترجمهي عربي سکولاريسم برگزيدهاند. [١] آزادي، تساهل، نفي ايدئولوژي کردن دين، کثرتگرايي و ... نيز از مباني اين فرآيند به شمار ميروند. اينک به بررسي پارهاي از اين مباني و رابطهي آنها با سکولاريسم ميپردازيم:
[١] محمد کامل ماهر، الصراع بين التيارين الديني و العلماني، ص ١١٣.