گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٩٢ - پيوند دين و دنيا
وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَّنْ هَدَي اللهُ وَ مِنْهُم مَنْ حَقَّتْ عَلَيهِ الضَّلالَهُ ؛ و در حقيقت در ميان هر امتي فرستادهاي برانگيختهايم [تا بگويد] «خدا را بپرستيد و از طاغوت فريبگر بپرهيزيد [١] وَ کَأّينَ مِنْ نَبِي قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيونَ کَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللهِ ؛ و چه بسيار پيامبراني که همراه او تودههاي انبوه، کارزار کردند؛ و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد، سستي نورزيدند و ناتوان نشدند. [٢] وَ نُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ؛ و خواستيم بر کساني که در آن سرزمين فرو دست شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث (زمين) کنيم [٣] به طور کلي هر آيه و روايتي که در باب قضا، حدود، ديات، قصاص، امر به معروف و نهي از منکر، جهاد، مالکيت خصوصي، عمومي، دولتي، روشهاي تربيتي، محدوديتهاي اقتصادي، ويژگيهاي حاکم اسلامي و .. است، دليلي بر دخالت دين اسلام در صحنهي اجتماع است.
حال اگر از منظر بيرون دين نيز به اين مسئله توجه نماييم، به دخالت دين در امور دنيا پي خواهيم برد؛ زيرا دنيا و جهان طبيعت و نيز بهرهگيري از قواي عقلاني، شهواني، تخيلي و احساسي و غرايز حيواني و خواستههاي متعالي، مستلزم غفلت انسان است؛ خصوصاً ارتباط مَنِ سُفلاي انسان با دنيا به اين غفلت شدت ميبخشد. در اين جا نقش دين ظاهر ميگردد و با ارائه برنامهاي دنيوي به انسان امکان ميدهد که هم در دنيا زيست کند و هم گرفتار غفلت نشود. به همين سبب آباد کردن دنيايي که مقدمهي آباد کردن آخرت است، از اهداف مهم دين و از مهمترين اهداف ارسال انبياست. اهل دانش واقفاند که مهمترين پرسش روزگار ما کيفيت اجتماع اين دو پديده است؛ اين که آيا ارزشهاي عالي با تعلقات زندگي ناچيز قابل جمعاند يا خير؟ که البته از طريق آموزههاي ديني اجتماعيشان ميسر است و با ارائهي برنامههايي براي حرکات و سکنات دنياي انسان، سعادت دنيا و آخرت او را تضمين ميکند. حال اين دخالت در مسائل جزئي و کلي است يا فقط کليات را شامل ميشود نحوه ديگري است که به تفصيل خواهد آمد.
٦. خلاصهي سخن آن که، دين در مباني و بنيادهاي نظري علوم و معارف بشري و در
[١] نحل: ٣٦.
[٢] آل عمران: ١٤٦.
[٣] قصص: ٥.