گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٩٢ - ١- ٣- ١ دلايل رويکرد دين حداقلي
پايان حيات بشر به شمار ميرفت، به دين حاجتي نبود، همچنان که شناخت زواياي ابديت و سعادت اخروي تنها وامدار دين و شريعت است. حال اگر وحي در تمامي ابعاد بشر جريان يابد نقش حس و عقل در نظام معيشتي انکار ميگردد. [١] ابطال اين دليل از مطالب گذشته روشن خواهد شد؛ زيرا اولاً، با حضور دين در ساير ابعاد وجودي انسان، عرصه براي نقش آفريني حس و عقل تنگ نميشود و اصولاً، انديشيدن، با انگيزهي رباني يا شيطاني شکل ميگيرد؛ بنابراين ميتوان به انديشهي عقلاني صبغهي ديني داد و به عقلانيتِ ابزاري، اهداف الهي و ديني بخشيد. ثانياً، به چه دليل سعادت ابدي و اخروي انسان از سعادت دنيوي او تفکيک ميگردد؟ مگر تفکيک و جداانگاري ساحتهاي مختلف انسان امکانپذير است؟
٢-١-٣-١- با بررسي يافتههاي ديني و آموزههاي شرعي در حوزههاي مختلف توصيفي و ارزشي، اعم از معارف، اخلاقيات، تکليفيات و غيره ردپايي از روش زندگي اجتماعي بشر و مديريت و برنامهريزي توسعهي جامعه يافت نميشود؛ بنابراين، با نگرش درونديني نيز نميتوان ترسيم زندگي و نظام معيشتي را به دين واگذار کرد.
مهندس بازرگان در تبيين اين دليل مينويسد:
آنچه در هيچ يک از سرفصلها يا سورهها و جاهاي ديگر ديده نميشود، اين است که گفته شده باشد آن (قرآن) را فرستاديم تا به شما درس حکومت، اقتصاد، مديريت و يا اصلاح امور زندگي، دنيا و اجتماع را بدهد. [٢]
اين استدلال نيز ناتمام است؛ زيرا استقراي بازرگان در اين مساله ناقص است؛ چون اگر وي به آيات مختلف قرآن در باب مسائل اقتصادي، سياسي، اجتماعي، قضايي و جزايي مراجعه ميکرد؛ به اين داوري دست نميزد؛ علاوه بر اين که پيش فرض غلط مرحوم بازرگان اين است که قرآن تنها منبع دين است در حالي که روايات و سنت پيشوايان دين نيز بخش مهمي از شريعت را به عهده دارند و آن هم بيانگر احکام اجتماعي دين است. [٣]
[١] عبدالکريم سروش، «دين اقلي و اکثري»، کيان، ش ٤١.
[٢] کيان، ش ٢٨، ص ٥٢.
[٣] براي مطالعه بيشتر ر. ک: نگارنده، «اسلام جامعنگر و انقلاب اسلامي ايران» جرعهي جاري.