گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٤٩ - ١-١ هرمنوتيک فلسفي
شناسايي، اين پيشفرض عصر روشنگري را نپذيرفت و بر اين اساس، روش فني و روانشناختي را در هرمنوتيک روششناختي آميخته کرد.
گادامر نيز به تفکيک وجود في نفسه اشيا و وجود اشيا در نزد عالم اعتقاد نداشت و عينيت و واقعنمايي علوم را مخدوش ساخت. بر اين مبنا، براي پيشداوريها و پيشدانستهها نقش مهمي در عمل فهم قايل بود. [١]
نکتهي قابل توجه اين است که گادامر با علوم طبيعي و انساني مخالفت نميورزيد؛ ولي روش علوم تجربي را در شناخت تمام هستي کافي نميدانست؛ علاوه بر اين که عالمان علوم تجربي را به امتزاج افق معنايي موضوع با افق معنايي مفسر آگاه ميساخت، تا نگاهي پوزيتيويستي به علوم نداشته باشند.
گادامر در کتاب حقيقت و روش به مباحث مربوط به روششناسي علوم تجربي، تفسير آثار هنري، زيبايي شناسي، تاريخ شناسي، تفسير پديدههاي تاريخي، تفسير متون و نقش زبان در تفکر پرداخت؛ ولي چيستي ماهيت فهم را محور اساسي آن قرار داد. فهم از نظر او فقط فهم و دانش تجربي نبود، بلکه فهمي را که به فاعل شناسا اختصاص دارد، جزء ساختاري و وجودي «دازاين» ميدانست. از نظر گادامر، واقعهي فهميدن، تنها به وسيلهي فاعل شناسا صورت نميپذيرد، يا تنها به موضوع شناسايي استناد ندارد، بلکه محصول گفتوگوي فاعل شناسا و موضوع شناسايي است. [٢] گادامر، کلمهي بازي را در تبيين هرمنوتيک فلسفي به کار ميبرد، تا واقعهي فهم بهتر شناخته شود.
تمايز جدي ميان هرمنوتيک سنتي با هرمنوتيک گادامر اين است که درهرمنوتيک سنتي، تفسير به عنوان ابزار کمکي براي ابهامزدايي به کار ميرفت، ولي در هرمنوتيک فلسفي، فهم، همواره تفسير است و پيوند محکمي ميان فهم و تفسير وجود دارد. اين رويکرد در هرمنوتيک رمانتيک شلاير ماخر هم ديده ميشود؛ زيرا رسالت او در هرمنوتيک، پرهيز از سوء فهم است.
گادامر بر اين باور است که فهم يک اثر يا متن با موقعيت خاص مفسر و علايق و شرايط و انتظارات او صورت ميپذيرد؛[٣] و منطق گفتوگو و پرسش و پاسخ بر آن
[١] Truth and method, P ١٩٠.
[٢] Truth and method, P ٤٦٥.
[٣] Ibid, pp ٣٠٦- ٣٢٦.