گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٢٨ - ٤ متفکران معاصر
است و خالي از درک و بينش و روشنايي است.
سومين اثر ايمان مذهبي از نظر توليد بهجت و انبساط «اميدواري» به نتيجهي خوب و تلاش خوب است. از نظر منطق مادي، جهان نسبت به مردمي که در راه صحيح و يا راه باطل، راه عدالت يا راه ظلم، راه درستي يا راه نادرستي ميروند، بيطرف و بيتفاوت نيست. عکس العمل جهان در برابر اين دو نوع تلاش يکسان نيست؛ بلکه دستگاه آفرينش حامي مردم است که در راه حق و حقيقت و درستي و عدالت و خيرخواهي تلاش ميکنند: اِن تَنصُرُوالله ينصُرْکُمْ اگر خدا را ياري کنيد (در راه حق گام برداريد) خداوند شما را ياري ميکند. إِنَّ الله لايضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ اجر و پاداش نيکوکاران هرگز هدر نميرود.
چهارمين اثر ايمان مذهبي از نظرگاه بهجت و انبساط، «آرامش خاطر» است. انسان فطرتاً جوياي سعادت خويش است. از تصور وصول به سعادت غرق در مسرت ميگردد و از فکر يک آيندهي شوم و مقرون به محروميت، لرزه بر اندامش ميافتد و سخت دچار دلهره و اضطراب ميگردد...
يکي ديگر از آثار ايمان مذهبي از جنبهي انبساطبخشي برخورداري از يک سلسله لذتهاست که «لذت معنوي» ناميده ميشود. انسان دو گونه لذت دارد: يک نوع لذتهايي است که به يکي از حواس انسان تعلق دارد که در اثر برقراري نوعي ارتباط ميان يک عضو از اعضا با يکي از مواد خارجي حاصل ميشود. نوع ديگر، لذتهايي است که با عمق روح و وجدان آدمي مربوط است و به هيچ عضو خاص مربوط نيست و تحت تاثير برقراري رابطه يا يک مادهي بيروني حاصل نميشود؛ مانند لذتي که انسان از احسان و خدمت، يا از محبوبيت و احترام، و يا از موفقيت خود يا فرزند خود، يا لذت عبادت و پرستش خدا به دست ميآورد.
ب) نقش ايمان در بهبود روابط اجتماعي: انسانها نميتوانند نيازهاي خود را به تنهايي برطرف کنند و به نوعي به تقسيم کار نيازمندند و از طرفي انسان موجود آزاد و مختاري است؛ لذا محتاج قوانين و حقوقي است که همه به آن احترام بگذارند. آن چيزي که بيش از هر چيز حق را محترم، عدالت را مقدس، دلها را به يکديگر مهربان، و اعتماد متقابل را ميان افراد برقرار ميسازد، تقوا و عفاف را تا عمق وجدان آدمي نفوذ ميدهد،