گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٢٦ - ٤ متفکران معاصر
مانند دين به انسان حالت قناعت به حق، و رضا به قسمت و بهرهي خود و تسليم در برابر مقررات اجتماعي و خشنودي نسبت به ديگران بدهد؟ [١]
دين ايدئولوژياي است که تکيهاش بر سرشت روحاني انسان، يعني بر شناساندن انسان است. بر آگاه کردن انسان به اين سرشت و پرورش دادن اين جنبهي وجود انسان و برقرار کردن تعادل ميان دو جنبهي وجودي علوي و سفلي انسان است. عبادتها، رازها، نيازها، خداشناسيها، پرهيزکردن از گناهان، پرهيز کردن از دروغ، از خيانت، از ظلم و ستم، از غيبت، تمام اينها، گذشته از جنبههاي اجتماعي، يک جنبهي انساني و تربيتي دارد؛ يعني براي احيا و زنده کردن همان جنبهي انساني است؛ پس اگر ما بخواهيم واقعاً در طريق تکامل انسان قدم برداريم، بايد خودمان را مافوق همهي اين مسائل قرار بدهيم؛ يعني انسان را موجودي بدانيم که ميتواند پايگاهي عقيدتي، مافوق پايگاه طبقاتي و غير طبقاتي و امثال اينها داشته باشد. مبارزهي انسان ميتواند صددرصد ماهيت آرماني و اعتقادي داشته باشد، ماهيت ايماني داشته باشد؛ اما اين مبارزه از کجا شروع ميشود؟ از دورهي خودت اينها تنها در تعليمات انبيا است. شما در تعليمات غير انبيا چنين نمونههاي شکوهمندي نميبينيد.[٢]
استاد در باب نقش انبيا و دين در تکامل تاريخ ميفرمايد: ميتوانيد با قوانين علمي و اجتماعي حدس بزنيد که بشر در آينده براي تکامل خود نياز به دين دارد يا ندارد. چون هر چيزي بقا و عدم بقايش تابع نياز است. قرآن اين اصل را به ما گفته و علم هم تاکيد کرده است. قرآن ميفرمايد:
فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيذْهَبُ جُفَاءً وَ اَمَّا مَا ينْفَعُ النَّاسَ فَيمْکُثُ فِي الْاَرْضِ [٣]؛ کف به کنار افتاده، نابود ميشود، ولي چيزي که به مردم سود ميدهد، در زمين ميماند.
مسئلهي آيندهي دين که باقي خواهد بود يا نه، مربوط ميشود به نقشي که دين در تکامل ماهيت انسان و در تکامل معنويت و انسانيت انسان دارد؛ يعني نقشي که در حسن رابطهي انسان با خود و با انسانهاي ديگر دارد که هيچ چيزي قادر نيست و نخواهد بود جاي آن را بگيرد.. در يک سخنراني تحت عنوان «امدادهاي غيبي در زندگي بشر» در
[١] همان، ص ٢٣.
[٢] تکامل اجتماعي انسان، ص ٥٩.
[٣] رعد: ١٧.