گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٥٣ - ٢ مفهوم اصطلاحي سکولاريسم
ميباشد. [١] سکولاريسم در عربي به العلمانيه (به فتح و کسر عين، يعني علمي کردن يا عالمي و اين جهان کردن) ترجمه شده است و گزينش اين واژه به علت مبنا قرار دادن عقلانيت ابزاري و علمي کردن امور دنيوي به جاي ديني کردن آنهاست. [٢]
٢. مفهوم اصطلاحي سکولاريسم
سکولاريسم با توجه به مباني، اهداف و ويژگيها، معاني اصطلاحي متفاوتي دارد و در يک طيف گسترده، بين الحاد و دينداري، معاني گوناگوني يافته است. لذا، برخي از طرفداران اين انديشه به حضور دين به صورت نهادي مستقل از ساير نهادهاي اجتماعي، تمايل نشان ميدهند و نقش دين را در حد تنظيم رابطهي انسان با خدا تنزل ميدهند و در مقابل، گروهي که به شدت با دين به مخالفت پرداخته، در صدد محو کلي آن از صحنهي حيات بشرياند (مارکس، فرويد، نيچه، راسل و ديگر کساني که دين را افيون ملتها و منشا بيماري رواني و اجتماعي قلمداد ميکنند)، به اين رويکرد گرايش دارند.
اين دو نگرش، سکولاريسم را به دو دستهي خشن و ملايم تقسيم کرده است. سکولاريسم خشن و افراطي با راهبرد سنتستيزي و دين ستيزي پيش ميرود و حذف دين از صحنهي حيات بشري را انگيزهي اصلي خويش ميداند؛ ولکن سکولاريسم ملايم به محدود ساختن دين در عرصهي فردي و شخصي قناعت ميورزد.
اينک به تعاريف ششگانهي سکولاريسم، که شاينر [١٩٦٦] ارائه داده است، اشاره ميکنيم: (بسياري از اين تعاريف مربوط به سکولاريزاسيون است)
١. زوال دين: بدين ترتيب، نمادها و آموزهها و نهادهاي مذهبي، حيثيت و اعتبار خود را از دست ميدهند و در نتيجه، راه براي جامعهي بدون دين باز ميشود.
٢. سازگاري هر چه بيشتر با اين جهان: به اين معنا که در اين جهان، توجه انسان از عوامل فراطبيعي منفک شده و جلب ضرورتهاي زندگي دنيوي و مسائل آن ميشود.
[١] عباس آريانپور کاشاني، فرهنگ کامل انگليسي- فارسي، ج ٥.
[٢] ر. ک: عادل ظاهر، الاسس الفلسفيه للعلمانيه، ص ٣٨؛ شبلي العيمي، العلمانيه و الدوله الدينيه، ص ١٨، و نامه فرهنگ، ش ٢١.